رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٠ - الفباى فارسى و عربى
داريم.
حكمت خداوند نيز به عقل ثابت است، حكمت ايجاد أشياء بر وجه أتقن و محكم تر از نظر مصالح و دورى از مفاسد.
و همين حكمت عقلانى واجب الوجود است كه تمام أجزاى شريعت (بنود ٩، ١٠، ١١ و ١٢) را مدلل- بدليل اجمالى حكمت- مىسازد، با اين كه أحكام فقهى بسيارى از آن ها فوايدشان از نظر عقلى قطعى يا راجح است، چنانچه اخلاق اسلامى بهترين اخلاق انسانى است، كه خرد آدمى فلسفه آن ها را مىفهمد. بند هشتم كه مربوط به معاد است بحثى ديگر دارد كه جواب معضلات آن در كتاب معاد اين جانب مفصلًا بيان شده است.
بنابراين ما از نظر عقلانى و خرد انسانى، مشكلهى را در تمام مراتب دين اسلام نمى بينيم و لله الحمد. ولى نبايد اين نكته را فرو گذاشت كه در اين باره نظر هاى گوناگونى در مذاهب اسلامى و أفراد صاحب نظر وجود دارد كه از نظر من خالى از ايراد نيست، و آنچه كه نگارنده اختيار نموده بسيار متقن است.
الفباى فارسى و عربى
حروف «پ، چ، ژ و گاف» در زبان عربى وجود ندارد؛ هرچند فعلًا در بين عرب ها أكثراً حرف «گاف» زياد استعمال مىشود و در بعضى كشورهاى عربى حرف «چ» را بجاى حرف «ك» استعمال مىكنند، در فارسى هشت حرف وجود ندارد و كلمات مشتمل بر يكى از اين حرفها فارسى نيست «ث، ح، ص، ض، ط، ظ، ع و غ» كلمه «صد» اصل آن در فارسى «سد» است و كلمه «طشت» «تشت» است. و هم چنان كلمه «همزه» و «ألف» فرق آنها تنها به حركت و سكون است، كه «ألف» ساكن و «همزه» متحرك است، و هردو حرف در فارسى و عربى وجود دارد؛ منتهى «همزه» در اول كلمات فارسى مىآيد در