رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٣ - مطالبى در مورد فرهنگ و تمدن
- واقعيتىكه من به آن نام فرهنگ مىدهم فرايند ارتباط فرهنگى است، يعنى فرايندىكه از راه آن در يك گروه يا طبقه اجتماعى معين، زبان، باورها، پسندها، دانش، چيردستى ها، انواع عرف ها، دست به دست و از شخصى به شخصى و از نسلى به نسلى رسانده مىشود.
- فرهنگ يك جامعه راه و رسمى زندگانى اعضاى آن است، و هم چنين كمان ها و عاداتى است كه مىآموزند و در آن ها با يك ديگر شريك هستند و از نسلى به نسلى منتقل مىشود.
- فرهنگ راهكارهاى شايع و موجه در يك جامعه است، براى رفع هرگونه نياز و اقعى يا غير واقعى.
- فرهنگ همواره نرم افزار است و تمدن شامل آن و سخت افزار است.
نا فرهنگ: عبارت از آنچه كه جامعه با آن تعامل دارد ولى فرهنگ گفته نمىشود، مانند اقليم، آب، هوا، حوادث، منابع طبيعى و عدم آن، سنت هاى الهى، بيمارى ها، قحطى ها و ..
مطالبى در مورد فرهنگ و تمدن
س: آيا بشر مىتواند فرهنگ جامع و مفيد براى همه انسان ها وضع كنند؟
ج: نه! بشر هرگيز به چنين قدرت فكرى در شرايط موجود نمىرسد، به علاوه كه عادات و رسوم محلى و مراتب مختلف افكار نمىتواند قدر جامعى براى خود پيدا نمايد.
ولى دين حق مىتواند براى همه پيروان خود اصول كلى و شاملى را به وجود آورند هرچند در جزئيات آن اختلافاتى واقع شود، ولى آنچه مشهود است، دين به نوبه خود تحت تأثير اختلاف فكرى انسان ها واقع مىشود و مذاهب متعددى از آن به وجود مىآيد كه با تعصب شديد پيروان خود، حتى بر سر جزييات دچار كم و زياد مىشود و حتى مشتركات را تحت تأثير قرار مىدهد، و لذا مى