رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٥ - أقسام فعل ماضى
تشنهگى، خفتهگى، روندگى.
٤- كه بروزن ماضى مفرد مىآيد؛ مثل گذشت، نشست، شكست، برداشت، كاشت، خريد، جست گريخت و .. كه مصدر مرخم نيز ناميده مىشود.
٥- اسم مصدر كه از صيغه مفرد أمر حاضر يا از اصول افعال (يعنى كلمهىكه با آن مصدر ساخته مىشود) گرفته شده؛ مثل رم، هراس، خرام، خراش، پسند. كه مصدر هاى رميدن، هراسيدن، خراميدن، پسنديدن از آن ها گرفته شده است.
حرف اخير اينكه اسم مصدر قياسى نيست و نمىتوان از تمام مصدرها اسم مصدر ساخت و مثلًا از مصدر خواندن خوانش درست كرد (اوائل فرهنگ عميد).
علامت صفت نسبى و تفضيلى
صفت تفضيلى دو علامت دارد: تر و ترين، مانند برتر، بهتر، خوب تر، بدتر، و مانند بزرگترين، زيباترين.
صفت نسبى كه كسى يا چيزى را به جايى يا چيزى نسبت داد و علامت آن «ى» و «ين» و «وينه» و «ه» و «گان» مى باشد؛ مانند: كابلى، زابلى، افغانى، عراقى، و سفالين، زرين، سيمين، نمگين، رزينه، پشمينه، ديرينه، و ده روزه يك ساله ٥ روزه، هزاره، وگروگان، شايگان، دهگان و ...
أقسام فعل ماضى
فعل ماضى آن است كه بر واقع شدن كارى در زمان گذشته از شخص اول «متكلم» يا شخص دوم «مخاطب» و يا شخص سوم «غايب» چه يكى و چه زياد دلالت نمايد.
١- ماضى مطلق: كه بر واقع شدن كارى در زمان گذشته بدون وصف و