رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٧ - جنگ هاى محلى در آسيا بعد از جنگ دوم غربى ها
و آراى مردم را احترام نمايد.
٤- من در اين جا به دين مردم ويتنام و خرافات اعتقادى آنان و هندو ها كارى ندارم، ولى قهرا از زحمت كشى هندى ها در ترقى كشور شان خوشم مى آيد و مقاومت مردم و حكومت كورياى شمالى و مبارزان ويتنام را در برابر بزرگترين قدرت نظامى قرن بيست (امريكا) تقدير مى كنم و مبارزان در عمليات چريكى خود نوآورى هاى بسيار شگفت داشتند و سرانجام هم پيروز شدند، و نكته مهم اين كه پس از پيروزى و تشكيل حكومت واحد در دو حصه جنوبى و شمالى ويتنام توانستند از عهده اداره كشور برآيند، برخلاف مجاهدين كشور ما كه در جنگ با شوروى پيروز شدند ولى در اداره دولت شكست فاحش و شرم آورى خوردند، واقعا چه شرم آور! من گاهى در دوران جنگ هاى داخلى در كابل بر حال زار مردم مانند زنان گريه كرده ام و بايد گريه مى كردم كه به جاى حكومت اسلامى عده اى از احزاب مسلمانان را مى كشتند! اكثر احزاب جهادى كه به نژاد و يا به مصالح فردى و جزيى خود مقيد بودند، از لحاظ ضعف فرهنگى استعداد اقامه حكومت اسلامى را نداشتند.
جنگ هاى محلى در آسيا بعد از جنگ دوم غربى ها
١- دو قسمت كورياى شمالى كمونستى و جنوبى بود كه كمونست ها در ١٩٥٠ م در شرف گرفتن كوريايى جنوبى بودند، ولى امريكايى ها سازمان ملل را براى مداخله و فرستادن كمك، قانع كرد و به دين وسيله نيروى هاى كورياى شمالى شكست خورده و از كورياى جنوبى بيرون شدند؛ ولى چينى ها سربازان سازمان ملل را از كورياى جنوبى بدر كردند و تا امروز (٢٠١٥ م) اين دو جزء كوريا در حالت نه صلح و نه جنگ به سر مى برند.
٢- جنگ امريكا با ويتنام بود؛ ويتنام جنوبى غير كمونست در معرض حمله ويتنام شمالى كمونست و جنگ آوران كمونست ويتنام جنوبى بود، امريكا براى