رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٥ - شما مى گوييد منچورى، ما مى گوييم منچوكو
حزب و تمام رهبران ارتش سرخ به بهانه خيانت بود. حتى اگر كشور هاى ديگر هم مىخواستند، شوروى قادر به كمك چندانى نبود و از آن جا كه استالين اصولًا شخصيت قابل اعتمادى نداشت، چنين اتفاقى هم تا سال ١٩٣٩ نيفتاد.
٣- جامعه ملل: قرار بر اين بودكه حافظ صلح جهانى باشد، ولى نقاط ضعف بسيارى داشت، اول اينكه قبل از انجام هر اقدامى موافقت تمام دولت هاى عضو شرط بود. دوم اينكه تنها مىتوانست كشور هاى ناقض مقررات را مشمول تحريم هاى اقتصادى كند. و سوم اينكه تحريم هاى اقتصادى فقط در مورد كشور هاى عضو قابل اعمال بود. پس اگر كشورى موافق با تصميم گيرى هاى جامعه ملل نبود به راحتى از عضويت انصراف مىداد. به همين سادگى!
٤- بريتانيا و فرانسه: اين دو كشور نيرومند قدرت هاى اصلى جامعه ملل بودند كه توان لازم براى اعمال خواسته هاى آن را فراهم مىكردند، واقعيت اين بود كه فرانسه مايل نبود بدون همكارى بريتانيا دست به عمليات نظامى بزند و بريتانيا هم با عمليات نظامى موافق نبود. پس هيچ عملياتى انجام نشد.
فرانسوى ها هنوز از اين كه در سال ١٩٢٣ در حمله" شهر رور"- كه با هدف واداشتن آلمان به پرداخت غرامت انجام گرفت- مورد حمايت هيچ كسى واقع نشده بودند، احساس حقارت مى كردند و از آن در رنج بودند؛ آن ها به جاى تجزيه و تحليل علت اين واقعه، رديفى از دژ هاى دفاعى را معروف به خط ماژينو در طول مرز خود با آلمان ساختند و به انتظار وقوع واقعه نشستند.
شما مىگوييد منچورى، ما مىگوييم منچوكو
شايد بتوان گفت كه حمله ژاپن به استان خود مختار منچورى در چين در سال ١٩٣١، به گونهاى زمينه ساز آغاز جنگ جهانى دوم شد. ژاپنى ها از دير باز به اين استان چشم داشتند و تنها منتظر بهانهاى براى حمله بودند، در سپتامبر سال ١٩٣١ بهانه مورد نظر پيدا شد. خط راه آهن اصلى ژاپن از استان منچورى