رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٨ - اروپاى شرقى
نيز مدتى پس از برقرارى مجدد دموكراسى در كشور درسال ١٩٧٤ به عضويت خود در ناتو خاتمه داد. اسپانيا با حفظ نيروهاى مستقل خود در سال ١٩٨٢ به ناتو پيوست. تا قبل از خاتمه جنگ سرد عضويت در ناتو به معناى دادن مجوز به آمريكا براى استقرار پايگاههاى موشكى خود در كشورهاى عضو بود كه موجب راهپيمايىهاى اعتراضى گستردهى شد. آلمانىها بهويژه در مورد ناتو دچار ترديد بودند، اگر جنگى واقع مىشد آنها در صف مقدم جبهه قار مىگرفتند.
دولتهاى اروپاى غربى بهطور كلى موافق ناتو بودند، اما اين نگرانى را هم داشتند كه مجبور به گرفتن دستور از آمريكايىها بشوند.
در سال ١٩٧٥، رهبران ناتو و پيمان ورشو ديدارى در هلسينكى پايتخت فنلاند ترتيب دادند و به توافقهايى دست يافتند:
١- وجود سيستم هشدار دهنده با هدف جلوگيرى از حوادث كوچكى كه ممكن است به آغاز يك جنگ هستهى منجر شود: براى بسيارى اين پرسش پيش آمد كه چرا اين اقدامات قبلا صورت نگرفته بود.
٢- همكارى در امور اقتصادى و فناورى: البته به مفهوم همكارى در مورد موشكهاى بالستيك طرفين نبود.
٣- تعهد به رعايت حقوق بشر: از آن پس با كشورهاى ناقض حقوق بشر برخورد مىشد.
اروپاى شرقى
تمام دولتها لاف مىزنند و تبليغات به راه مىاندازند و تماتم سياستمداران گاهى به دليل پنهان كردن حقايق مچشان گرفته مىشود، ولى واقعيت اين است كه زندگى در اتحاد جماهير شوروى تماما بر اساس دروغ بود. دولتهاى