رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٣ - فعلا همه دست در دست هم! بعد هم مى توانيم همديگر را بكشيم
كمونيستها مجبور به عبور از عرض رودخانه و تنها با استفاده از طنابهاى پل شدند. در ژانويهى سال ١٩٣٥ حدود ٨٦٠٠٠ نفر از جيانسكى خارج شدند و كمتر از ٠٠٠، ٢٠ نفر آنان توانستند در اكتبر همان سال به شانسكى برسند. با ورود به آنجا مائو موفق به تشكيل پايگاه قدرتمندى شد و چيانگكاىشك را به مبارزه طلبيد.
فعلا همه دست در دست هم! بعد هم مىتوانيم همديگر را بكشيم
در سال ١٩٣٧ پس از حملهى ژاپنىها به چين، مائو و چيانگكاىشك جنگ بين خود را كنار گذاشته و هر دو به مبارزه با دشمن جديد پرداختند. كمونيستها به نبردهاى چريكى تمايل داشتند و يك بار نيز دست به حملهى وسيعى زدند كه فلاكت به بار آمد. مائو از جنگ بهعنوان فرصتى براى مستحكم كردن نفوذ خود بر كمونيستها استفاده مىكرد:
هزاران نفر داوطلب پيوستن به كمونيستها شدند: آنها اطلاع چندانى در مورد كمونيسم نداشتند و مائو كلاسهايى بهمنظور آموزش آنان تشكيل داد. البته برداشتهاى خودش از كمونيسم.
مائو طبقهى ويژى رهبران نبرد را با نام" كادرىها" تعليم داد: كادرىها عقايد مائو را بهشكل خاصى مىآموختند و كاملا به او وفادار بودند. مائو توجه ويژهاى به باز داشتن كادرىها از فكر كردن داشت.
مائو به حمايت از دهقانان منطقهى خود پرداخت: او مقررات سختى در مورد اجارهى زمينها وضع كرد تا صاحبان حريص آنها نتوانند از شرايط جنگ براى ثروتمندتر شدن سوءاستفاده كنند. مائو مجدداً مدارس را به نحوى برنامهريزى كرد كه دانشآموزان فرصت كار در مزارع را هم داشته باشند.
در همين هنگام، شرايط براى چيانگ كاىشك و ناسيوناليستها مشكل شد:
افزايش تورم: كنترل شهرهاى صنعتى در دست ژاپنىها بود و ناسيوناليستها