رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧ - فهرست و رجال شيخ و مشكله توثيقات
بعد از شيخ و نجاشى سلسله روايت تقريبا قطع شد، رجاليين بعد از شيخ با علاقه ى كه به توثيق و اعتقادى كه در فتاوى فقهى به علم رجال داشتند، كارى از دست شان ساخته نبود و اگر توثيق و تحسينى كرده باشد، اجتهادى و حدسى بوده كه تنها براى خود شان مفيد بوده نه براى مجتهدان و صاحب نظران ديگر.
اما اين كه شهيد مرحوم سيد باقر صدر بعضى از توثيقات علامه حلى را به عنوان اين كه اصل در محتمل الحس و الحدس، حمل بر حس است، قبول كرده؛ نيكو به نظر نمى رسد.
من در مورد شيخ طوسى بزرگوار دفاعى ندارم ولى در مورد ساير رجاليين پيشين و سلف ممكن است آنان را مانند شيخ مفيد و ديگران (به استثناى كلينى) به اين احتمال معذور دانست كه نظر اجتهادى آنان در حجيت خبر واحد به قراين خارجى بوده نه به سند تنها. و عذر سيد مرتضى و همفكران او اين بوده كه آنان خبر واحد را حجت نمى دانستند، و كلينى مرحوم كتابى در رجال نوشته بوده و به ما نرسيده و او شايد نقش و وظيفه خود را در اين مورد ايفا كرده باشد.
به هر حال نتيجه اين نقيصه اين شد كه از تمام احاديث منقوله ما از ائمه اهل البيت (ع) به نظر من قريب به خمس (پنج يكه) آن ها معتبر و بقيه غير معتبرة السند است كه ممكن است مجتهدين خوش باور و يا سريع القبول ده يكى چهار حصه ديگر را به قراين خارجى مانند عمل مشهور به آن و غيره معتبر بدانند، و مهم تر از همه كثرت اسانيد غير معتبره است كه موجب وثوق به صدور مى شود.
بلى دانشمندانى مانند محدث نورى و يا در قدم دوم مانند رجالى مشهور مامقانى كه به اندك مناسبت راويان را توثيق و يا تحسين مى كنند، ممكن است روايات معتبرة السند را بيشتر بدانند. فسبحان من جعل الأفكار مختلفة!
نگارنده آنچه از روايات را كه معتبرة السند مى داند در هشت جزء كتاب