رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٢٥ - ظلم و ستم
كنيد به همان گونه مبتلا مى شويد.
جزاى ظالم اگر در دنيا به او نرسد در آخرت به او مى رسد.
٣- گاهى مرد جوان يا زن جوان عاشق مى شود و به وصال حلال نمى رسد و بسيار اذيت مى شود، و هم چنين فقراء از تنگ دستى بسيار مصبيت مى بينند و مريض ها از امراض خود رنج مى برند و پيران از بدن هاى ناتوان خود.
٤- مظالمى كه از همنوعان خود مى بينيم؛ مانند توهين، افتراء، غيبت، غصب اموال، كشتن، زخم بدنى و امثال اين ها.
٥- ستمى كه از طبيعت مى بنيم؛ مانند نقص اعضاء، نقص عقل و هوش و ساير نواقص.
٦- ضرر هايى كه از حيوانات به ما مى رسد.
٧- ضرر هاى اتفاقى بدون تقصير ما؛ مانند سيل، تصادفات ترافيكى، سقوط كردن، به زمين خوردن و امثال اين ها.
٨- ترس از ظالمين.
در مورد اول و دوم با همه اقسام پنچگانه آن، منسوب به خود ماست و به عدالت خداوند ضرر نمى رساند. بلى خداوند قادر است از آن جلوگيرى نمايد، ولى سنت خداوند بر تأثير اسباب در مسببات جارى شده (و لن تجد لسنة الله تحويلا و لن تجد لسنة الله تبديلا). و نيز سنت خداوند بر مختار بودن انسان و آزادى او در انتخاب او جارى شده است.
و با اين وصف اگر انسان در موارد فوق از جهل قصورى مرتكب ظلمى به خود شده باشد روز قيامت به خاطر اين ستم ها و مصايب در فرض صبر مزد دارد و اجر صبر بر مصيبت در آيات قرآن بيان شده است.
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ؛ (بقره/ ١٥٦ و ١٥٧). كسانى كه به آنان