رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٧٩ - حرف آخر
مى شود:
مواد ١، ٢، ٣، ٥٤، ٦٣، ٧٤، ١١٩، ذيل ماده ١٣٠، ١٣١ و ١٤٩.
نكته اخير: قانون اساسى سال ١٣٨٢ از بركت خون مطهر شهداى مسلمان در سنگر هاى نورانى جهاد عليه نظام ملحد و ضد دين شوروى مقبور، بهترين قانون و نزديك تر به دين اسلام بوده و است.
ولى ذكر دو نكته لازم است:
اول در موقع تدوين و تصويب قانون اساسى مذكور در سال ١٣٨٢ ش خارجى ها در كشور وجود داشتند و نوكران داخلى آنان نيز فعال بودند[١] و طبيعت انسانى چنين است، و لذا بعضى از مواد مغاير با احكام اسلامى حسب دلخواه و فشار روانى آنان نيز داخل قانون اساسى ما شد.
دوم براى إعمال موادى كه دلخواه غرب زده گان است ضمانت اجرايى در خود تشكيلات و در خارج از تشكيلات توسط نيرو هاى فشار- كه اگر چنين نشد كمك نمى كنيم!!- و رسانه هاى خارجى كه شب و روز به هجمه فرهنگى گوش ها را كر مى كنند و سازمان هاى مزدور بين المللى وجود دارد.
ولى براى إعمال مواد قانون اساسى اى كه مربوط به دين است چنين ضمانت اجرايى وجود ندارد و آهسته از اذهان مسئولين و مردم پاك گشته و مورد فراموشى قرار مى گيرد.
در موقع اين نوشتار (آخر سرطان ١٣٩٥) خبر رسيد وزارت عدليه توسط منابع مختلف تدوين قانون جزا را به پايان رسانيده كه چندين ماده آن مخالف اسلام است و هيچ كسى صدا را بلند نكرد. شوراى علماى شيعه تصويب كرد به چند مقام دولتى نامه بنويسند و اعتراض كنند كه اگر بنا است قانون اساسى
[١] - اقبال لاهورى مى گويد:
موسى و فرعون و شبير و يزيد اين دو قوت از حيات آمد پديد