رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٢٣ - ظلم و ستم
او گفت تو به انگليسى ها پيام دادهى به كابل بيايند؟!!
مرد مذكور كه اصلا اين موضوع به ذهن او خطور نكرده بود قهرا از اين سوال يكه خورده ولى بر اعصاب خود مسلط شده به عبد الرحمن جواب داد: بلى من گفته بودم حالا كه موضوع افشاء شده به انگليسى ها پيام مى دهم كه بر افغانستان حمله نكنند و به جاى خود ساكن باشند. امير جابر بى سواد كمى فكر مى كند و خجالت مى كشد و به او مى گويد برو كه او جان سالم به در مى برد.
در اين جا به مناسبتى به يادم قصه ديگر آمد كه روزى مولوى عبد اللطيف كابلى كه سال ها در ايران بوده و من او را در جوانى ديده بودم در مسجد گوهر شاد مشهد پيش نماز بوده، روزى پس از نماز به يادش مى آيد كه بى وضو نماز خوانده و اين مطلب را به مردم مى گويد و بعد اين شعر را مى خواند:
|
پادشاه بى عدالت پهلوى[١] |
پيش نماز بى طهارت مولوى |
|
دژخميان شاه او را گرفته و از ايران اخراجش مى كنند (رحمه الله).
ظلم و ستم
ظلم و ستم در دنيا بر چند قسم است:
١- عذاب و عقاب خالد آخرت كه به انواع عاقل مكلفين- چه انسان و چه غير او- مى رسد، معلول و مسبب اعمال بد آن ها در اين دنيا مى باشد، نه اين كه خداوندبه آن ها ستم نمايد. خداوند رووف و مهربان است.
٢- ظلمى كه خود مكلفين در دنيا به خود مى كنند و انواعى دارد:
الف) محيط زيست خود را خراب مى كنند و از آن ضرر مى بينند و فكر مى كنند كه قضا و قدر الهى مسئول آن است نه خود آنان. اين بحث سر درازى
[١] - مراد پهلوى اول رضا خان قلدر و بىسواد است. هردو پهلوى پدر و پسر بلكه خانواده پهلوى به دين و دنياى مردم ايران آسيب فراوان وارد نمودند و ضرر خيانت هاى پهلوى دوم بسيار زياد بود.