رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٤ - اسم مصدر
لهجه ها محمد را مامد مىخوانند.
أقسام مصدر در زبان فارسى
١- مصدر بسيط و مركب مانند آمدن و خوردن و مردن و شنيدن و امثال اين ها كه يك كلمه بدون جزء و بسيط باشد. و مانند سخن گفتن، باز آمدن، پس بردن، باز ماندن و امثال آنها كه مركب از دو كلمه يا بيشتر باشد.
٢- مصدر سالم و مرخم كه آخر آن حذف شده باشد، مثل رفتن و آمدن و خوردن و آشاميدن ومثل خورد و برد و نوش و خريد و فروخت و رفت و آمد.
٣- بعض افعال يك مصدر دارد و بعضى افعال دو مصدرى هستند، مانند خوابيدن و خفتن، رستن و روييدن، گشتن و گرديدن، گداختن و گدازيدن، پر هيزيدن و پرهيختن، جستن و جهيدن، پختن و پزيدن.
اسم مصدر
دامنه اسم مصدر در فارسى گسترده تر از اسم مصدر در عربى است، اسم مصدر حاصل معناى مصدر را باز گو مىكند؛ مانند زندگى كه مصدر است و زندگانى يعنى كيفيت زندگى، در عربى گاهى مصدر و اسم مصدر يك لفظ دارد مانند حيات (=زندگانى و زندگى) از قرينه مصدر و اسم آن فهميده مىشود. وگاهى دو لفظ دارد، ولى در فارسى مصدر و اسم مصدر غالباً از خود صيغه خاصى دارد و اسم مصدر چند گونه دارد:
١- اسم مصدر شينى كه آخر آن «ش» ساكن دارد، مانند آموزش، آسايش، پرورش، پرسش، پژوهش و ...
٢- كه به «ألف و را» ختم مىشود؛ مانند گفتار، كردار، ديدار، رفتار، كشتار و نوشتار.
٣- كه به حرف «ى» ختم شود، مانند زندگانى، خستهگى، آسودگى،