رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٦ - فعل بر سه قسم است
كيفيت ديگر دلالت كند مثل رفتم، گفتم.
٢- ماضى استمرار: كه به طريق عادت و استمرار و تدريج دلالت كند؛ مانند مىرفت، مىگفت، و همىگفت و همىديد و علامت آن «مى» و «همى» مىباشد.
٣- ماضى نقلى: قسم اول بر فعلىكه كاملًا گذشته دلالت كند، خوانده ام، خورده ام، خوابيده ام. قسم دوم دلالت بر كارى مىكند كه كاملًا نگذشته و اثر آن هنوز باقى است، مثل او ايستاده است او خابيده است.
٤- ماضى بعيد: كه زمان وقوع آن دور است؛ مانند رفته بودم، گفته بودى، خورده بود.
٥- ماضى التزامى: كه شك و ترديد را برساند؛ مانند بايد رفته باشد، بايد مرده باشد، شايد شنيده باشد، بايد پيشيمان شده باشد.
فعل استقبالى
علامت فعل استقبالى: خواهم، خواهيد و خواهد است، بر خواهد گشت، پيشيمان خواهد شد.
مضارع اخبارى: مى روم، مى برى، مى خورد.
مضارع التزامى: بروم، برگردى، برود.
فعل مجهول كه علامت آن شده است گفته شد شكسته شده است.
فعل بر سه قسم است
١- فعل لازم: تنها فاعل مىخواهد و مفعول ندارد؛ ما نند او رفت، او آمد، او بمرد، او در گذشت.
٢- فعل متعدى: كه مفعول هم مىخواهد؛ ما نند او احمد را بزد، بكشت، ببرد، آرام كرد.