رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٣ - زندگى با خطر زندگى در اندونزى!
خطرناك شد كه دولت در سال ١٩٦٩ وضعيت فوقالعاده اعلام كرد.
در اين هنگام، مالزى با اتكا به توليدات قلع و لاستيك خود بهسرعت تبديل به يكى از قدرتهاى بزرگ اقتصاد آسيا (" ببرهاى آسيا") مىشد كه براى رسيدن به چنين موقعيتى بايد بهايى نيز مىپرداخت. ماهاتير محمد نخستوزير مالزى اصلًا معتقد به آزادى بيان نبود و رهبر مخالفان هم در زندان به سر مىبرد. اما تى ماهاتير محمد نيز موفق به جلوگيرى از گسترش نفوذ حزب بنيادگراى اسلامى پان نشد. در اواخر قرن هردو كشور مالزى و اندونزى تبديل به دو مركز مهم اسلام بنيادگرا شده بودند (به نظر شون لنگ).
زندگى با خطر: زندگى در اندونزى!
در سالهاى ١٩٤٩ تا ١٩٦٨، اندونزى تحت رهبرى احمد سوكارنو اداره مىشد. در دوران جنگ، سوكارنو رهبرى جنبش مقاومت اندونزى در برابر ژاپنىها را به عهده داشت و پس از آن نيز هلندىها را روانهى سرزمينهاىشان كرد. از كارهاى مورد علاقهاش رژههاى نظامى و بازداشت انسانها بود. سوكارنو معتقد بود كه رژيم دموكراسى و حقهبازىهاى انتخاباتىاش چيز كسل كنندهى است، او فكر بهترى داشت:" دموكراسى هدايت شده" كه طبق آن دقيقاً چيزى كه او مىخواست بايد اجرا مىشد و نام ديگر آن ديكتاتورى فردى است.
بىلياقتى سوكارنو در ادارهى امور اقتصادى كشور سبب گرسنگى مردم بود و او تنها به دستگيرى معترضان و اعلام فعاليتهاى جديد به منظور منحرف كردن افكار مردم از مشكلات جارى مىانديشيد. در سال ١٩٦٣ جنگ (عملًا" درگيرى") با مالزى را آغاز كرد و چريكهاى خود را به مرز و داخل ساراواك فرستاد، ولى بهدليل كمكهاى بريتانيا، استراليا و نيوزيلند به مالزى، ارتش اندونزى خود را درگير جنگى يافت كه امكان پيروزى نداشت. سوكارنو سال ١٩٦٤ را" سال زندگى باخطر" اعلام كرده بود، به اين معنا كه اندونزى بايد