رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٩ - رفيق هم رزم، تو قصد قاطى شدن با غربى ها را ندارى
اروپاى شرقى تمام عقايد و افكار را سانسور مىكردند و حتى با كار گذاشتن دستگاههاى شنود در منازل شخصيتهاى معروف تمام صحبتهاى خصوصى آنان را كنترل مىكردند. برنامههاى خبرى دولت مرتب ليستهاى بىپايانى از آمار مربوط به توليدات ركورد شكن ارائه مىدادند و از امتيازات زندگى در بلوك كمونيستى نسبت به ساير كشورها سخن مىگفتند. كتب درسى مدارس دربرگيرندهى نظرات دولت، بهويژه در تاريخ و هنر بودند. مردمانى كه در اروپاى شرقى بزرگ مىشدند. راه" صحيح" پاسخ دادن را مىآموختند، ولى هميشه در گوشهى از ذهنشان اين احتمال را هم مىدادند كه شايد آموختههايشان چيزى جز مشتى دروغ نبوده باشد.
انگيزهى دروغگويى چنان ريشهدار بود كه شوروىها حتى آغاز به انكار حوادث بزرگى چون مرگ استالين و فاجعهى نيروگاه اتمى چرنوبيل كردند. به همين دليل گورباچف مبارزات اصلاح طلبانهى خود را با تشويق روسها و ساير بلوك شوروى به آزادانه سخن گفتن و رويارويى با حقيقت آغاز كرد.
رفيق هم رزم، تو قصد قاطى شدن با غربىها را ندارى
كشورهاى بلوك شرق كنترل شديدى بر رفتار مسافران داشتند. گردشگران خارجى بايد انتظار تعقيب شدن، تحت نظر قرار گرفتن و وجود يك مراقب در گروهشان را داشتند. شهروندان بلوك شرق تقريبا هرگز امكان سفر به غرب را نمىيافتند، آنها براى خروج از كشور نياز به مجوز رسمى داشتند كه آن هم معمولا براى رفتن به كشورهاى كمونيستى ديگر صادر مىشد. تيمهاى ورزشى و گروههاى هنرى كه به غرب مىرفتند حتما بايد مراقبى از سرويس اطلاعاتى را نيز به همراه مى داشتند تا دايما مراقب اعضا باشد و اجازهى ارتباط با غربىها را به آنان ندهد.