رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٠ - دوره جنگ سرد
فرهنگ غرب به آن مبتلا بود، در چند جا جنگ گرم و خون ريزى ادامه داشت كه عامل اصلى آن فرهنگ غرب (سوسيالزم و كاپيتالزم) بود.
جنگ در ويتنام- كه بسيار طولانى و مصبيت بار بود- حقوق بشر امريكايى را بسيار هويدا ساخت، چنانچه مقاومت مردم و حكومت ويتنام شمالى و مبارزات ويتنام جنوبى را به نمايش گذاشت و بالاخره شكست خورد و ازويتنام بيرون رفت.
جنك كورياى شمالى و جنوبى و اشغال مجارستان از طرف شوروى.
ولى خونين ترين جنگ ها دو جنگ غير انسانى بود:
اول؛ جنگ انگليس و امريكا و يهوديان در اشغال سرزمين فلسطين و آواره كردن صدها هزار ساكنين و قتل دها هزار فلسطين كه تا امروز (٢٠١٥ م) باقى مىباشد، و وجدان بشرى شديداً از اين همه مظالم خجالت مىكشد، ولى غرب حامى سرسخت اسراييل است و هيچ خجالتى هم نمىكشد و نه وجدان آن ها ادراكى دارد. در عصر ما پر رويى جهان كفر از حد انسانى خود گذشته، هر كس غزه و خرابه هاى آن را در فلسطين ببيند و ادعاى تمدن و حقوق بشر را از يهودىها و امريكايىها و ساير حمايت گران غرب بشنود، بهت زده مىشود.
دوم تجاوز روسهاى وحشى بر افغانستان بود كه صد ها هزار انسان كشته و زخمى شدند و همه چيز افغانستان به ويرانى كشيده شد.
مجاهدين افغانى هرچند در چهارده سال اشغال افغانستان توسط شوروى و مزدوران داخلى آنان (خلقى ها و پرچمى ها) از اسلام و كشور آن قدر مقاومت كردند كه نه تنها روسها مجبور شدند افغانستان را ترك كنند، كه اتحاد جماهير شوروى هم عمر خود را به شما بخشيد؛ و نه تنها كه كشور هاى بالكان و اروپاى شرقى، كه كشور هاى آسياى ميانه هم از شكم دريده شوروى بيرون