رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٥٥ - امام ابوحنيفه(ره) و اهلبيت(ع)
از شام تقويت و حمله كند».[١]
امام ابوحنيفه (ره) نه تنها با فتواى خويش همه علما و مردم عراق را به حمايت از ابراهيم فراخواند، حتى پسرش حماد را با چهار هزار مرد جنگى به كمك ابراهيم فرستاد و نامه به ابراهيم نوشت كه اگر امانات مردم نزد من نبود، من شخصا به تو ملحق مى شدم و تو را تقويت مى كردم. متأسفانه اين نامه به دست منصور عباسى افتاد و خشم و غضب وى را برانگيخت و ابوحنيفه (ره) را به زندان افكند، چنان شكنجه داد كه وى در زندان به شهادت رسيد. و بنابر قولى منصور در شربت عسل زهر ريخت و او را بر اثر عسل آلوده به زهر به شهادت رسانيد.[٢]
به روايت ديگر پيره زنى نزد امام ابوحنيفه آمد و گفت به فتواى تو پسر من به يارى سيد ابراهيم شتافت و كشته شد، امام ابوحنيفه در جواب گفت: اى كاش من به جاى پسر تو بودم.[٣]
پيش از ابراهيم ديديم كه امام مالك بن انس از محمد نفس الزكيه و برادرش در سرزمين حجاز پشتيبانى كرد، موضع و حمايت هردو امام از قيام دو برادر (محمد و ابراهيم) اثر بسيار شگفتى در پيوستن بسيارى از علما و مردم عادى به اين قيام داشت.
اصفهانى مى افزايد هيچ يكى از فقيهان عراق از حمايت و پيوستن به قيام ابراهيم خود دارى نكردند، از جمله اين فقيهان عبادين عوام و ابوالعوام قطان بودند. شخص اخير از اصحاب حسن بصرى بود.[٤] و نيز بسيارى از پيروان زيد بن
[١] - محمد بن بزاز الكردى، مناقب امام ابوحنيفه، ص ٣١٥.
[٢] - ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ص ٣٦٦، زهر الآداب، ج ٢، ص ٧١٠.
[٣] - روضة الشهداء، ملاحسين كاشفى، ص ٤٠٣.
[٤] - ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ص ٣٦١.