رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٤ - ابطال فايده علم رجال
المقال ميرزاى استرآبادى (ره) (ج ١، ص ١٢٦، طبع جديد) مى گويد: «اكثر رجاليين را مى بينيم كه از اين كلمه قدح (و طعن) را مى فهمند، و آن فهم خالى از ضعف نيست كه در ترجمه داود بن كثير ... ذكر مى كنيم و در ترجمه جعفر بن محمد مالك، روايت نمودن از ضعفاء و مجهول ها از عيوب ضعفاء شمرده شده ....
به هر حال همان گونه كه تصحيح علماء تنها ناشى از عدالت نيست، هم چنين تضعيف آنان تنها ناشى از فسق نيست، و جد من (مجلسى اول (ره)) فرموده است: ما رجاليين را مى بينيم كه وصف ضعيف را بر كسى كه از ضعفاءروايت مى كند و بر كسى كه روايت مرسله را نقل مى كند، اطلاق مى كنند. و شايد از جمله اسباب ضعف در نظراكثر كمى حافظه و سوء ضبط و روايت كردن بدون اجازه و يا از كسى كه او را ملاقات نكرده و اضطراب الفاظ روايت و يا نقل رواياتى كه ظاهر آن ها تفويض و غلو و جبر و تشبيه و غيره باشد، و نيز روايت كردن دارندگان عقيده فاسد از او و يا روايت او از آن ها ....
پوشيده نيست كه اين اسباب منافى عدالت نيست ....
بدان كه بين كلمه ضعيف و كلمه ضعيف فى الحديث فرق روشنى است.[١] يعنى معناى ضعيف اين است كه در نفس خود ضعف دارد، ولى معناى كلمه دوم اين است كه در حديث خود ضعف دارد و از ضعف خود شخص راوى ساكت است.
ابطال فايده علم رجال
غرض عمده از علم رجال اين بود كه جلو روايات موضوعه و مجعوله گرفته شود و وضاعان و جاعلان شناخته و از مرتبه راويان حذف شوند.
[١] - منهج المقال، ج ١، ص ١٢٨.