رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٦ - بزنيد به چاك مسيوها!
غنا به عنوان اولين كشور آفريقايى كه توانست استقلال خود را با پيروزى به دست آورد بسيار قابل اهميت بود و هنگامى كه بريتانيايى ها اجازه انتخاب دولت آفريقايى را به ملت غنا دادند، ديگر فقط مسأله زمان مطرح بود كه تا بقيه كشور هاى اروپايى نيز ناگزير به همين كار شوند.
متأسفانه! رؤياى داشتن يك دولت دموكراتيك در غنا چندان طولى نكشيد، نكرومه به همكارى گينه و مالى براى تشكيل يك دولت بزرگ پان- افريكن اميدوار بود، ولى آن دو كشور اشتياق خود را به اين كار از داست دادند و طرح نيز به جايى نرسيد. نكرومه تصميم گرفت غنا را به يك ديكتاتورى تك حزبى سوسياليستى تبديل كند، هر كس را هم كه مخالف او بود حبس و يا تبعيد كرد؛ اين رفتار سبب مصمم تر شدن مخالفانش در سرنگونى وى شد و در سال ١٩٦٦ زمانى كه براى يك ديدار رسمى به چين رفته بود، اين حادثه اتفاق افتاد. غنا به ورطه جنگ داخلى، درگيرى هاى شبكهى و كودتا هاى بى پايان افتاد. اين وضع هم چنان ادامه داشت تا اين كه در سال ١٩٧٩، «جرى رولينگر» يك ستوان نيروى هوايى رهبرى را به دست گرفت؛ او تمام مخالفان را اعدام كرد و در صدد باز سازى اقتصاد نابود شدهى غنا و برقرارى دوباره دموكراسى برآمد.
بزنيد به چاك مسيوها!
فرانسه دو ناحيه وسيع و پر اهميت آفريقا را در اختيار داشت: الجزاير و مراكش در شمال و منطقه بزرگى در صحرا كه از آفريقاى غربى تا كنگو ادامه مى يافت. بسيارى از فرانسويان در انتظار دستيابى مجدد به مستعمرات خود پس از پايان جنگ بودند، اما «ژنرال شارل دوگل» افكار ديگرى در سر مى پروراند.