رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٢ - لهستان شكاف ها
روح برابرى و برادرى در جهت منافع اشتراكى توده كار مىكنند، به ديكتاتورى هايى فاسد و نالايق تبديل شده بودند. در حالى كه اكثريت مردم از ابتدايىترين نيازهاى زندگى محروم بودند، نورچشمىهاى رژيم در كمال آسايش و رفاه مىزيستند.
ناكارايى اقتصادى بىحد و حساب بود و تنها ماشين سركوب دولت مانع از قيام تودهها مىشدند. پس هنگامى كه ميخاييل گورباچف رهبر شوروى با برداشتن چنگهاى دولت، آزادى بيان و امكان ابراز عقيده را براى ملتهاى اروپاى شرقى فراهم كرد، طوفان خشم و نفرت آنان نيز برپا شد.
لهستان: شكافها
لهستان اولين كشور بلوك شرق بود كه ثابت كرد رژيمهاى حاكم در اروپاى شرقى تا ابد قادر به سركوب ملتهاى خود نخواهند بود. لهستانىها در مبارزه با اربابان كمونيست خود سابقهى طولانى داشتند: در سال ١٩٥٦ كارگران لهستانى دست به تظاهرات عظيمى زدند و در سال ١٩٧٠ با به راه انداختن اعتصاب، گومولكا رييسجمهور كشور را وادار به استعفا كردند.
بيشتر لهستانىها راه آسانترى را براى نمايش نافرمانى از رژيم يافتند كه رفتن به كليسا بود. لهستان بهرغم تلاش رژيم كمونيستى حاكم براى بىاعتبار كردن كليسا، همچنان كاتوليك باقى ماند. در سال ١٩٧٨ با انتخاب كارول جوزف وُيتيلا اسقف كراكو بهعنوان پاپ ژان پل دوم، كاتوليكهاى لهستان انگيزهى بيشترى يافتند. پاپ پس از مدت كوتاهى اقامت در واتيكان ديدارى از لهستان انجام داد. هيچكس پاپ را تنها عامل مؤثر در وقوع حوادث بعدى نمىدانند، ولى قطعاً يكى از عوامل اصلى بوده است.
در سال ١٩٨٠، كارگران كارخانهى كشتىسازى لنين در گِدانسك در اعتراض به شرايط بد زندگى و نبود آزادى در لهستان دست به اعتصاب زدند