رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٥ - آمريكاى پس از جنگ
استراليايى بودند، منجر شد. اين حادثه اندونزى را همرديف پاكستان و افغانستان كرد كه در صف اول طرح جنگ با تروريسم بوش رييس جمهور آمريكا قرار داشتند.
تيمور شرقى
در سال ٢٠٠٢ يعنى بيستوهفت سال پس از خروج پرتغالىها، جزيرهى تيمور شرقى به استقلال رسيد.
استراليا و نيوزيلند
در سالهاى پس از جنگ بود كه استراليا و نيوزيلند توانستند از سايهى استعمار بريتانيا بيرون آمده و به عنوان دو دولت مستقل وارد صحنهى جهانى شوند.
آمريكاى پس از جنگ
تمامى تاريخدانان و نه فقط آمريكايىها، قرن بيستم را قرنى آمريكايى ناميدهاند. اين عنوان تنها نشاندهندهى قدرت آمريكا نيست، بلكه به اين مفهوم است كه در اين قرن تمام جهان و حتى كشورهاى مخالف و يا متنفر از آمريكا نيز فرهنگ و تكنولوژى آن را بر گزيدند، كالاهاى آن را خريدند (يا كپى كردند) و سعى در مشاركت در رؤياى آمريكايى كردند.
آمريكاى دههى ٥٠ ميلادى در ثروت و امنيت بهدست آمده از جنگ لميده بود. كارخانههاى آمريكايى موفق به ساخت تانكها و كشتىهايى شده بودند كه هيتلر را شكست داد و اكنون همهى دنيا خريدار آنها بودند. آمريكا بمباران و يا اشغال نشده بود، پس مشكلات مربوط به باز سازى كشور را هم كه گريبانگير بقيهى كشورها بود، نداشت. در حقيقت آمريكا سرگرم كمكرسانى به اروپا و آسيا و ايجاد روابط اقتصادى با سراسر جهان بود. در داخل آمريكا هم