رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٧٣ - ٦ - قانون اساسى اول جمهورى افغانستان دوره نجيب، ٩/ ٩/ ١٣٦٦
عدالت حل و فصل مى نمايد.
بين آنچه كه در ماده ٥٤ و م ٥٦ آمده تناقض آشكار وجود دارد، در ماده ٥٤ صرف اصول دموكراتيك معيار قضاوت قرار گرفته كه هيچ تبيين نشده و در ذهن نويسندگان نابغه!!! اين اصول نامه بوده، ولى در ماده ٥٦ اصول دموكراتيك در عرض احكام شريعت كه مبوب و آماده بوده قرار گرفته است!!
اصول اساسى دوره ببرك سطحى و ناقص و با عجله و به طور موقت در ٦٨ ماده تدوين گرديده است.
٦- قانون اساسى اول جمهورى افغانستان دوره نجيب، ٩/ ٩/ ١٣٦٦:
در مقدمه اين قانون اساسى آمده تصويب آن با پيروى از اساسات دين مبين اسلام ... تصويب شده است.
اين جمله در مقدمه قانون اساسى دوم نجيب (٨/ ٣/ ١٣٦٩)، نيز تكرار شده است.
ماده دوم: دين افغانستان دين مقدس اسلام است.
در جمهورى افغانستان هيچ قانون (قانونى- ص) نمى تواند مناقض اساسات دين مقدس اسلام و ساير ارزش هاى مندرج اين قانون اساسى باشد.
اين جمله كه هيچ قانونى مناقض اساسات دين اسلام شده نمى تواند براى بار اول در قانون اساسى نجيب آمده كه در مقدمه آن گفته شده كه اين قانون اساسى به خاطر مصالح ملى به وجود آمده است.
از جهاد مجاهدين مسلمان، نجيب و دوستان كمونيستى او فهميده بودند كه اقامه حكومت كمونيزم در افغانستان ممكن نيست، و چه بهتر كه چراغ سبزى به مجاهدين نشان دهد وعين همين جمله در قانون اساسى دوم او كه باز براى مصالح ملى بوده تكرار شده. ظاهرا نجيب ديگر به فكر كمونيزم و سوسياليزم نبوده و تنها ابقاى حزب خود را در ضمن يك حكومت مشترك با مجاهدين