رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤١ - شش روزى كه دنيا را تكان داد
از زمان شركت اسراييل در نقشهى نافرجام بريتانيا و فرانسه براى حمله به مصر و تصاحب كانال سوئز در سال ١٩٥٦، سرهنگ ناصر فرمانده مصر، رهبرى دولتهاى عربى را براى يافتن راهى براى پاك كردن اسراييل از نقشهى جغرافيا به عهده گرفت. ناصر خواهان وحدت اعراب در يك ابَردولت عربى بود. او توانست سوريه را براى پيوستن به جمهورى متحدهى عربى متقاعد كند، هرچند بيشتر از چند سال دوام نياورد. ناصر فكر مىكرد كه حتى اگر نتواند يك دولت متحد عربى تشكيل دهد، دستكم مىتواند روى اتحاد اعراب براى مبارزهى مشترك عليه اسراييل حساب كند.
در سالهاى اوليهى موجوديت اسراييل، دشمنان اصل او را دولتهاى عرب همسايه تشكيل مىدادند. پس از آنكه اسراييل در سال ١٩٦٧ دولتهاى عرب را شكست داد، فلسطينىها با مبارزاتى اعتراضى در سطح بين المللى، رهبرى عليه آن را به عهده گرفتند.
شش روزى كه دنيا را تكان داد
در سال ١٩٦٧ اعراب به اين نتيجه رسيدن كه ديگر زمان از بين بردن اسراييل براى هميشه فرا رسيده است. دليل اول اينكه اقتصاد اسراييل دچار مشكل بود و ليوى اشكول نخستوزير آن بهنظر پير و خسته مىرسيد، پس اعراب فكر كردند كه با توجه به شرايط موجود، كشور كاملا در معرض سقوط است. دليل دوم اينكه اعراب مىخواستند در قالب يك ملت وارد عمل شوند. ناصر شيفتهى ايدهى" پان- عربيسم" و تأسيس يك دولت بزرگ عربى بود. اين موضوع به همان اندازه مورد توجه حزب بعث، جنبش ناسيوناليستى عربى نيز قرار داشت كه قدرت را در سوريه و عراق بهست گرفته بود. براى اتحاد اعراب چهچيزى مىتوانست مؤثرتر از حملهاى گستره به اسراييل باشد؟