رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٠ - مائو تسه تونگ - نوپايى در بلوك
عالىرتبهى شوروى) بهشدت از" رييس" وحشت داشتند.
سرانجام در سال ١٩٤٩، وقتى مائو تسه تونگ قدرت را در پكن بهدست گرفت و تشكيل جمهورى خلق چين را اعلام كرد، استالين صاحب دشمنى واقعى شد.
مائو تسه تونگ- نوپايى در بلوك
چين سرزمينى بسيار پهناور، عقبمانده، فاسد و ضعيف بود. در قرن نوزدهم قدرتهاى غربى، چين را وادار به موافقت با واردات افيون (بله، در آن روزگار قاچاق مواد مخدر يكى از سياستهاى غرب بود!)[١] و باز كردن درهاى كشور به روى تجارت غرب كردند. در طول جنگ جهانى دوم، متفقين چنان وانمود مىكردند كه چيانگ كاىشك رهبر چين نيز همپيمانى همچون همپيمانان ديگر است، اما در حقيقت چين ملزم به انجام آنچه قدرتهاى غربى و بهويژه آمريكاييان مىخواستند، بود.
با به قدرت رسيدن مائو و كمونيستها در سال ١٩٤٩، ديگر همه چيز در حال تغيير بود.
ترجمه و تلفظ لغات چينى مىتواند براى غربىها مشكل باشد و گاه تلفظ" غربى" نامهاى چينى معناى واقعى آنها را نمىرساند. در غرب هميشه پايتخت چين بهنام" پكينگ" خوانده مىشد، اما از آنجا كه تلفظ بِىجينگ به اصل آن نزديكتر است، امروزه چنين ناميده مىشود. در مورد نام افراد نيز همينطور است ولى تلفظ جديد اسامى هنوز در بين مردم رايج نشده است. مثلا مائو تسه تونگ به مائوزدونگ، چوئنلاى به ژوئنلاى و چيانگ كاىشك به
[١] - كدام كارى زشت و غير انسانى باقى مانده كه از سياست هاى غرب نبوده است؟!