رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٩ - پس از نيكسون و واترگيت
استالين بهزودى با ساختن بمب اتم به پاى آمريكا مىرسيد.
تا مدتهاى طولانى تاريخدانان (و جاسوسان) در اين فكر بودند كه كشور شوروى چگونه موفق به ساخت تسليحات اتمى شد. مأموران مخفى استالين در حال جمعآورى اسناد محرمانهى بمب اتم غرب بودند. از طرفى هم روسيه صاحب عالىترين تيم دانشمندان اتمى شامل آندره ساخاروف معروف به" پدر بمب هيدروژنى" بود. پس از باز شدن آرشيو اسناد اتحاد جماهير شوروى به روى عموم بود كه معلوم شد استالين و لاورِنتى بِريا، رييس پليس مخوف او حتى به دانشمندان روس هم اعتماد نداشتهاند و بمب اتم طبق اسناد رد شده توسط جاسوسان از غرب ساخته شده است. ساخاروف و تيم او در مطالعات خود دربارهى بمب هيدروژنى موفقتر بودند و احتمالًا بمب خود شوروى قبل از آمريكايىها و با طراحى متفاوت ساخته شده بود. اما روسها اصرار زيادى داشتند تا وانمود كنند تمام استادى خود را در ساختن بمب اتم با دستيابى به اسناد محرمانهى غربىها توسط جاسوسان بهدست آوردهاند. روسها شديداً علاقهمند بودند هنگام چنين ادعايى چهرهى مسئولين سازمان سيا را ببينند.
برنامهى اتمى شوروى به قيمت جان انسانهاى زيادى تمام شد. شرايط ايمنى براى كارگران تقريباً وجود نداشت و هزاران نفر از آنان به علت بيمارىهاى ناشى از تشعشعات اتمى جان خود را از دست دادند. شخص ساخاروف چنان از اين مسابقهى تسليحات اتمى بيزار بود كه به مخالفت با سلاحهاى هستهى پرداخت و به يكى از ناراضيان سياسى و مبارزان صلح تبديل شد.
با اينكه استالين قدرتمند بود، ولى هنوز از دشمن واهمه داشت. او هزاران نفر از مردم را به شبكهى عظيم اردوگاههاى كار اجبارى شوروى بهنام گولاك فرستاد. استالين از پزشكان، يهوديان و حتى شهر لنينگراد و اهالى آن و تمام كسانى كه احياناً با تمسخر نگاهش مىكردند، نفرت داشت. حتى افسران عالىرتبهى شوروى (بهويژه افسران