رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦١ - مالايا
شرقى بود كه به شكست پرهزينه ى تبديل شد، هيچ كس به خودش اين زحمت را نداده بود كه ابتدا در مورد مساعد بودن شرايط آب و هوايى محل براى اجراى چنين طرحى تحقيق كند (شرايط اصلا مساعد نبود).
در اين بين بريتانيايى ها از رشد رو به افزايش ناسيوناليسم آفريقايى نيز غافل مانده بودند، بسيارى از آفريقايى هاى تحصيل كرده انگلستان جذب ايدئولوژى «پان آفريكانيسم» شدند كه طبق آن تمام آفريقايى ها خواهران وبرادران يكديگر محسوب مى شدند و بايد نوعى دولت متحد آفريقايى و يا اتحاد دولت هاى آفريقايى را تشكيل مى دادند. يكى از با نفوذ ترين رهبران ايدئولوژى «قوام نكرومه» از منطقه ى در آفريقاى غربى بود كه بريتانيايى ها آن را ساحل طلايى مى خواندند. نكرومه حزب «ميثاق مردم» را تشكيل داد كه هدفش مبارزه براى بيرون راندن بريتانيايى ها از آفريقا بود كه نهايتا در سال ١٩٥٧ جامه عمل پوشيد. دولت جديد «غنا» نام گرفت و اين اولين بار بود كه اروپاييان به يك دولت آفريقايى" سياه" (واقع در جنوب صحرا) استقلال كامل دادند.
مالايا
مالايا در جنگ با ژاپن دوش به دوش بريتانيايى ها جنگيده بود و انتظار داشت كه آن ها نيز در پاسخ استقلال آن را اعلام كنند؛ مشكل اين جا بود كه مهاجرين چينى جنبش كمونيستى با هدف بيرون راندن بريتانيايى ها و كنترل كشور تشكيل داده بودند. بريتانيا مخالف كمونيستى شدن مالايا بود (البته منابع طبيعى بسيار غنى مالايا هم قابل توجه بودند) و آن ها نيز كنترل كشور شان توسط چينى ها را نمى خواستند، پس با حمايت از يك ديگر دست به مبارزات طولانى در مقابله با چريك هاى چينى زدند. بريتانيايى ها كه از هلى كوپتر و كماندو هاى تعليم ديده استفاده مى كردند، توانستند با تأمين امنيت منطقه در