رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٢ - ايران و انقلاب اسلامى
جبران نموده اند.
٣٢- عبد الحميد دوم سلطان عثمانى در سال هاى دهه قرن نود قرن نوزدهم دستور قتل عام ارمنى هاى ارمنستان را كه در قفقاز (بين روسيه و تركيه) بودند، صادر كرد كه تا امروز ارمنى ها عليه تركيه اقامه دعواى غرامت كشته گان خود را دارند كه تركيه آن نسل كشى را رد مىكند.
ايران و انقلاب اسلامى
٣٣- در سال ١٩٠٧ كشور ايران كه به علاوه نفت، موقعيت سوق الجيشى ممتازى داشت كه حد فاصل بين روسيه و هند مستعمره برتانيا بود، طبق قرارداد بين روس ها و انگليسى ها به سه حصه تقسيم شد:
١) شمال: كه روس ها حق پايگاه هاى نظامى در آن جا داشتند.
٢) جنوب: منطقه جنوب متعلق به انگليس جهان خوار.
٣) منطقه اى بى طرف در مركز ايران: كه هيچ يكى از طرفين حق ورود به آن جا را نداشتند.
در سال ١٩٢١ انگليسى ها يك نظامى قلدر به نام رضا خان را تحريك كرد تا پادشاه ضعيف وقت ايران را بردارد و خود به كرسى پادشاهى تكيه زند.
رضا خان مقلد كمال تركيه شد و به سفارش انگليسى ها كه از مراجع دينى سيلى خورده بودند، عليه دين قيام كرد و كشف حجاب زنان مسلمان را جبراً عملى ساخت، و كار هاى بد ديگرى هم كرد، ولى مهلت او كم بود و انگليسى ها فرزند او محمد رضا را در سال ١٩٤١ بركرسى پادشاهى نشانيدند كه مانند پدر خود ادعاى شهنشاهى داشت و او را بعداً از ايران اخراج كردند.
محمد رضا بعد ها- كه نگارنده در عراق مشغول تحصيل علوم دينى بود- اقداماتى عليه دستورات اسلامىنمود كه موجب قيام علماى دينى ايرانى در ايران