رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٤ - ليبى آزاد مى شود
نيرنگ اروپاييان
در دهه ٥٠ ميلادى دولت هاى اروپايى و به ويژه كمپانى هاى اروپايى مجددا توجه خود را به مسأله استقلال آفريقا معطوف كردند. آن ها در اين انديشه بودند كه دادن استقلال به مستعمرات و سپس بستن قرارداد با آن ها براى كار هاى زيربنايى منافع بيشتر عايد شان خواهد كرد، و علاوه بر آن دولت هاى تازه استقلال يافته آفريقايى همچون دوران استعمار و به همان اندازه به قدرت هاى استعمارى گذشته وابسته مى ماندند. نقشه بساى مؤذيانه!
سياست تبديل يك دولت مستقل به كشورى عمل مستعمره ى وابسته به يك كشور و يا كمپانى غربى به استعمار نو معروف شد. بسيارى از كارخانه هاى آمريكايى به تشكيل حكومت هاى استعمارى نو در آفريقا متهم شدند.
ليبى آزاد مى شود
پس از جنگ جهانى دوم، ليبى اولين كشور آفريقايى بود كه به استقلال رسيد. اين كشور قبلا يكى از مستعمرات ايتاليا محسوب مى شد كه بريتانيا آن را تصرف و به سازمان ملل واگذار كرد. سازمان ملل هم تصميم به استقلال ليبى گرفت و در سال ١٩٥١ ليبى تبديل به يك كشور پادشاهى تحت حكومت" سلطان ادريس" شد. تا سال هاى دهه ٦٠ ميلادى و قبل از كشف ذخاير نفت ليبى هيچ كس به اين كشور توجهى نداشت، ولى پس از آن همه رفتارى دوستانه با سلطان ادريس در پيش گرفتند. مردم ليبى به هيچ وجه از روشى كه آمريكا و متحدانش براى اعمال نفوذ در كشور به كار مى بردند، راضى نبودند.
در سال ١٩٦٩ سلطان ادريس با يك كودتاى نظامى به فرماندهى سرهنگ معمر قذافى سرنگون شد، قذافى يك رژيم انقلابى افراطى را بر سركار آورد و شروع به تأمين پول، اسلحه و امكانات آموزشى براى گروه هاى تروريستى ضد