رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٦ - خوب، من آدم شيادى نيستم پس حتما من هستم
توانست حمايت چين را براى خروجى آبرومندانه از ويتنام جلب كند.
حسن روابط آمريكا و چين كمك كرد تا نيكسون بتواند ويتنام را كنار بگذارد و با اتحاد جماهير شوروى قاطعانه گفتگو كند. سرانجام هر دو طرف، مذاكره دربارهى محدودسازى تعداد موشكهاى اتمى را آغاز كردند كه به طرف يكديگر نشانه گرفته بودند. خير، آنها را از بين نمىبريم و فقط مقدار توليد را كاهش مىدهيم. مذاكرات محدود سازى جنگافزارهاى استراتژيك (سالت)، اولين نشانههاى اميد به آب شدن يخهاى جنگ سرد بود.
خوب، من آدم شيّادى نيستم. پس حتماً من هستم
همه نيكسون را به يك دليل بهخاطر دارند: رسوايى واترگيت. اتفاقى كه افتاد دستگيرى شخصى بود كه براى كار گذاشتن دستگاه شنود وارد هتل واترگيت در واشنگتن، محل ستاد انتخاباتى حزب دموكرات آمريكا شده بود و بهدليل نام هتل به رسوايى واترگيت معروف شد. در ابتدا همهچيز شبيه به عمليات خرابكارى يك گروه سرخ بهنظر مىرسيد تا اينكه يكى از مردان درگير ماجرا در يادداشتى به قاضى دادگاه اطلاع داد كه رييسجمهور در جريان همهچيز بوده است. دو نفر از روزنامهنگاران واشنگتن پست كه بوهايى به مشام شان رسيده بود، شروع به جستجو كردند. آنها منبع اسرارى را يافتند كه به او لقب" دهان گشاد" دادند، كسى اطلاعات موثقى در مورد پنهانكارىهاى متعدد و اين كه رد پاها به كاخ سفيد ختم مىشوند، در اختيارشان قرار داد. نيكسون در كمال عصبانيت انكار كرد، اما خيلى زود ماشينهاى پليس براى بازجويى نزديكترين دستياران او وارد كاخ سفيد شدند و دنيا پى برد كه نيكسون مخفيانه تمام مكالمات كاخ سفيد را ضبط مىكرده است. دادگاه نوارها را خواست و پس از كشمكشهاى طولانى، سرانجام كاخ سفيد آنها را تحويل داد. نوارها در حكم ديناميت بودند.