رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٩ - گورباچف خود را بين دو گروه رقيب يافت
روس جان خود را از دست دادند، كابوسى كه پايان نداشت. روسيه نمىتوانست به اين وضع ادامه دهد.
انقلاب روسى گروباچف
در سال ١٩٨٥ ميخاييل گورباچف به رهبرى شوروى رسيد و تصميم به حل مشكلات جارى كشور گرفت. او با تشويق مردم به آزادانه سخن گفتن از بىعدالتىهاى موجود در گذشته و حال آغاز كرد. گلاسنوست (سياست فضاى باز) او به اين مفهوم بود كه سرانجام روسها مىتوانستند با مراجعه به آرشيوها از جناياتى كه رژيم گذشته مرتكب شده بود، آگاه شوند. اجساد بسيارى از قربانيان جنايات استالين از گورها خارج و بهشكل شايستهاى دفن شدند. مرحلهى بعدى انقلاب گورباچف يعنى پروسترويكا دشوارتر هم بود.
گورباچف خود را بين دو گروه رقيب يافت
١- اصلاحطلبان تندور به رهبرى بوريس يلتسين: خواهان بيشترين تغييرات در كوتاهترين زمان بودند.
٢- كمونيستهاى" گارد سابق" ارتش و پوليت بورو: خواهان متوقف ساختن گورباچف از ايجاد تغييرات بيشتر، قبل از سقوط كامل كشور بودند.
در سال ١٩٩١، گارد سابق ارتش با كودتايى، گورباچف را در زمان گذراندن تعطيلات در خانهاش در جزيرهى كريمه دستگير كرد. بوريس يلتسين از يك تانك بالا رفت و از همان جا ملت روسيه را به دفاع از دولت فراخواند. كاخ سفيد (ساختمان پارلمان روسيه و نه كاخ سفيد واشنگتن) به نماد كسانى تبديل شد كه خواهان تغييرات در روسيه بودند. مردم يلتسين را حمايت كردند، كودتا نافرجام ماند و گورباچف به مسكو بازگشت.
اما وقوع كودتا به معناى پايان مسئوليتهاى گورباچف بود. اقوام مختلف