رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٢ - علم الدراية
و قدرت آ ها نيز ثابت مى شود و محتاج به ارواح متعددى مى گردند. و الله العالم.
اما انطاق جوارح انسان مانند پوست هاى بدن و تكلم دست ها و شهادت پاها به آن چه كه مكلفين كسب كرده اند (يس ٦٥)؛ بعيد نيست به توسط روح آدمى باشد كه يا نحوه ارتباط روح به بدن در قيامت قوى تر مى شود و يا اعضاى هر كدام روح جزيى ديگر پيدا مى كنند. و يا علت نطق اعضاء نه قوى تر شدن تعلق نفس ناطقه به بدن است و نه ارواح جزيى ديگر پيدا مى كنند، بلكه مانند نطق عمومى همه اشياء «أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ» تنها انطاق رب العالمين باشد؛ يعنى سبب معين آن را فعلا ما در اين دنيا نمى دانيم.
راغب در مفردات خود ذيل آيه مباركه «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ» مى گويد: «و قد نبه بقوله: «لَهِيَ الْحَيَوَان» ان الحيوان الحقيقى السرمدى الذى لايفنى ... و قال بعض اهل اللغة الحيوان و الحياة واحد و قيل الحيوان ما فيه الحياة و الموتان ما ليس فيه الحياة».
اما آنچه را كه آقاى على مدرس زنورى تبريزى در رساله سبيل الرشاد خود كه جزء دوم آن تعليقه بر معاد كتاب اسفار اربعه است، بيان كرده همه اش شعر و خيال و توهم است كه نويسنده نخواست وقت خود را به نقل و نقد آن ضايع سازد.[١]
علم الدراية
علم درايه علم به حالات حديث و اسامى آن ها است. حديث يعنى متنى كه از پيامبر اكرم (ص) يا اوصياى او نقل شده باشد. و به عبارت ديگر حديث حاكى قول، فعل و يا امضاى نبى اكرم يا امام مى باشد و خود فعل و تقرير سنت
[١] - سبيل الرشاد، ج ٢، ص ١٠٨.