رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٣ - خرد گرايى راسيوناليسم
استدلال منطقى يقين به نتيجه آن استدلال پيدا كند شكى در ثبوت و واقعيت باقى نمىماند و بدين وسيله عقل بحد توان خود واقعيت ها و حقايق عالم را مىتواند آشكار سازد و حسيون كه تنها به ادراكات حسى حواس پنجگانه اكتفا و ادراكات كلى عقل را انكار كرده اند، سخت در اشتباه مىباشند.
اينان نمىدانند كه حواس قدرت درك عموم محسوسات لا يتناهى را ندارد، و كليت و عموم قضاياى مذكور به توسط عقل اثبات مىشود، بلى همه انواع تجربه پس از آزمايشگاه ها، عموم و كليت آنها را عقل تصحيح مىكند. و او مىداند كه نتيجه در موارد تجربه اولًا اتفاقى نبوده و ثانياً سبب آن فلان أمر بوده و از همان سبب عموم و كليت نتيجه بدست مىآيد.
منابع همه علوم انسان عقل و حس و وجدان مىباشد كه همان علم حضورى اوست مانند محبت، عداوت، گرسنگى، سيرى، ترس، شجاعت، خوشى و .. كه آنها را در باطن خود بدون وساطت صور درك مىكند.
ما حتى دوام قضاياى دائمه را كه ضرورت ندارد مانند زمين هميشه در حركت بوده و خواهد بود به مجرد احساس هفتاد ساله خود درك نمىتوانيم و احتمال مىدهيم اين حركت از اول وجود زمين نبوده و احتمالًا بعد از ميليونها سال حركت او حادث شده، و احتمالًا در آينده هاى نزديك و دور دوام نيابد. تا چه رسد به ضرورت كه قابل درك حسى نيست مانند ضرورت وجود معلول به تحقق وجود علت، حس ما تنها تعاقب معلول مادى را پس از وجود علت مادى، درك مىكند نه ضرورت تعاقب (و پى آمدن) يكى بعد از وجود ديگرى را. و همچنين ضرورت تقارون دو معلول يك علت را مثل نور و حرارت خورشيد را.
و ثانياً خاصيت حس، يافتن جزييات است نه كليات، و كليات تنها در حيطه تفكر عقلى است. مضافاً بر اين كه خيلى از تصورات ما در هندسه و اخلاق و غيره در تجربه حسى مصداق ندارد.