رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٩ - پادشاهى بايد ادامه يابد
از جهاد افغانستان دفاع مى كرد و تجاوز شوروى را همانند تجاوز آمريكا محكوم مى كرد. سياست نه شرقى و نه غربى اولين سياست ايران بود كه سابقه نداشت.
پادشاهى بايد ادامه يابد
سلسلهى پادشاهى ايران در قرن بيستم، قدمت چندانى نداشت. در سال ١٩٢٣، رضاخان ابتدا سردار سپه و سپس نخستوزير شد و سه سال بعد، پس از سرنگون كردن احمد شاه قاجار با نام رضاشاه پهلوى تاجگذارى كرد. رژيم رضاخان شديدا طرفدار آلمان نازى بود. در سال ١٩٤١ روسيه و انگلستان او را بركنار كردند و پسرش محمد رضا را به جاى وى بر تخت نشاندند. شاه جديد بهزودى دريافت كه قدرت واقعى در دستان رهبر ملى و مورد علاقهى ايرانيان، محمد مصدق قرار دارد. در سال ١٩٥٣، نزاع بر سر قدرت بين اين دو نفر درگرفت و از آنجا كه مصدق بسيار مصمم بهنظر مىرسيد، شاه مجبور به ترك كشور شد. در چنين شرايطى بود كه دوستان شاه يعنى آمريكايى ها پا به ميدان گذاشتند. سازمان سيا با ترتيب دادن كودتا، مصدق را سرنگون كرد (او بقيهى سالهاى عمر خود را در حبس خانگى گذراند.) و شاه دوباره بر تخت نشست.
اين بار شاه قدرت را در دستان خود گرفت. شاه بهويژه در مورد كسانى كه به روند سريع غربى شدن ايران اعتراض داشتند، شدت عمل نشان مىداد. در سال ١٩٦٣" انقلاب سفيد" را با هدف گسترش افكار غربىها چون حقوق زنان، آموزش همگانى و از بين بردن فرهنگ سنتى اسلامى به راه انداخت. يكى از چند مخالف اين انقلاب آيت الله روح الله خمينى بود كه دستگير و به تبعيد فرستاده شد.