رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٧٧ - ٨ - قانون اساسى دوره حامد كرزى
ما از اول شروع جهاد در مرامنامه حركت اسلامى افغانستان قول داده بوديم كه براى رسميت مذهب جعفرى در قانون اساسى به خاطر تحكيم وحدت ملى تلاش مى كنيم.
در موقع تدوين قانون اساسى تلاش هاى گوناگونى نمودم تا آقاى كرزى با مشوره آقاى عبد الهادى شينوارى رييس ستره محكمه ماده ١٣١ را در مسوده قانون اساسى داخل كرد، ولى آقاى كرزى تأكيد كرد من در لويه جرگه كارى نمى توانم خودت بايد جواب گو باشى كه من آن را قبول كردم و آقاى كرزى اين جانب و جمعى ديگر را به وسيله فرمانى از اعضاى لويه جرگه قرار داد و من آن جا در كميسيون پنجم رفتم و پنجاه عضو آن جا از حسن نظر خود مرا به عنوان رييس كميسيون انتخاب كردند و تا جايى كه مقدور بود تلاش كردم تا ماده ١٣١ و ماده ٤٥ تصويب شد.
از عجايب اين كه روزى كه در كميسيون يازدهم رييس هاى ده كميسيون ديگر براى جمع بندى آراى اعضاى لويه جرگه جمع شديم ديديم كه ماده ٤٥ و ١٣١ كه مربوط به شيعه مى شد كه براى بار اول در افغانستان عقايد و فقه آنان در كتب درسى ليسه ها وارد مى شد و هم احوال شخصيه شيعه و غيره رسمى شده بود، يك تن از برادران اهل سنت ما مخالفت نكرد بودند كه شيعيان افغانستان بايد ممنون برادران سنى خود باشند.
ولى عجيب تر اين كه يك نماينده شيعه از شمال افغانستان كه در يكى از احزاب شيعه عضو شوراى مركزى بود در لويه جرگه به من گفت دو سه نفر از مسئولين احزاب شيعه به نماينده سازمان ملل گفته بودند ما رسميت مذهب شيعه را نمى خواهيم. البته اين دو سه نفر با مذهب خود دشمنى نداشتند ولى فقط به انگيزه رقابت با اين جانب نمى خواستند مذهب شيعه رسمى شود. رقابت در طول تاريخ تلفات و ضايعات زيادى داشته. خداوند تبارك و تعالى نفس هاى