رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٧ - همكارى تمدنها يا جنگ تمدنها
فردى و چه در سطح ملى و بين المللى، مورد توجه قرار خواهند گرفت، و تقابل تمدن ها سياست غالب جهانى و آخرين مرحله تكامل در گيرى هاى عصر نو خواهد بود؛ زيرا اختلاف تمدن ها بر خلاف ساير اقسام اختلافها:
اولًا: اختلاف اساسى مىباشد.
ثانياً: خود آگاهى تمدن ها؛ خود آگاهى در حال افزايش است.
ثالثاً: تجديد حيات مذهبى براى پر كردن خلاء هويت در حال فزونى است.
رابعاً: رفتار منافقانه غرب باعث رشد خود آگاهى تمدن ها شده است.
خامساً: خطوط گسل بين تمدن ها امروزه جايگزين مرزهاى سياسى و ايد ئولوژيك دوران جنگ سرد شده است.
سادساً: خصومت هزار و چند صد ساله اسلام و غرب (نصرانى) در حال افزايش است. و لذا آينده جهان بشرى آبستن حوادث خونين مى باشد.
او (صاحب اين نظريه) مىگويد كه مناسبات تمدنى در گذشته و حال، او را به چنين جمع بندى سوق داده است، نه اينكه آن را از روش شناسى علمى به اين جمع بندى هدايت كرده باشد.
او پس از سفارش چندى به غرب مىگويد: پيروزى قاطع از آن مسيحيت خواهد بود، اين نظريه به برناردلويس و هنرى كسينجر نسبت داده شده است. او گفته منبع بر خورد در جهان نوين اساسا نه ايدئولوژيك و نه اقتصادى كه شكاف هاى عميق ميان بشر بشكل فرهنگى و تمدن خواهد بود و لذا بايد كشور ها را نه بر اساس نظم سياسى و اقتصادى كه بر اساس فرهنگ و تمدن شان بايد تقسيم نمود.
و بعضى از دانشمندان مسلمان اين نظرها را به قيام مهدى (عجل الله فرجه) تفسير مىكند، ولى گفته مىشود قهرمان اين نظريه هانتينگتون بعدها تغيير عقيده داده و گفته كه پس از مشاهدات زيادى در يافته كه نظريه گذشته او در مورد