رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧١ - من يك نقشه معركه دارم
٤- بريتانيا و فرانسه سربازان خود را براى محافظت از كانال سوئز در آن جا مستقر مى كنند. نگران نباشيد كسى كوچك ترين شكى نمى برد.
اكتوبر سال ١٩٥٦ براى اجراى نقشه- كه در ابتدا عملى به نظر مى رسيد- در نظر گرفته شد. جنگ بين مصر و اسراييل درگرفت، دست بريتانيا و فرانسه قبل از انتقال هوايى هزاران نفر از سربازان خود براى گرفتن كانال سوئز رو شد، جنگ در روى زمين همچنان ادامه داشت، سياست مداران با تمام قدرت وارد معركه شدند.
همان طورى كه انتظار مى رفت روس ها تعرض بريتانيا و فرانسه را محكوم كردند، چيزى كه فرانسه و بريتانيا انتظار نداشتند، ايستادن آمريكا در مقابل آن ها بود؛ آيزنهاور كه هيچ گاه موافق امپرياليسم اروپا نبود از اين كه آن ها چنين عمليات عظيمى را بدون مشورت با آمريكا انجام داده بودند به شدت از كوره در رفت، از نظر او همه چيز كاملا اشتباه بود. آيزنهاور فشار را متوجه اروپاييان كرد و ارزش ليره استرلينگ را به شدت پايين آورد، او گفت زمانى اين كار را متوقف خواهد كرد كه آن ها سربازان خود را از منطقه خارج كنند. بريتانيا و فرانسه سربازان خود را خارج كردند.
ماجراى كانال سوئز براى اروپاييان فلاكت بار بود. اين جريان آن ها را به طور همزمان ستيزه جو و ضعيف جلوه داد و هنگامى كه خبر زد و بندهاى محرمانه آنان با اسراييلى ها بر ملا شد، غير قابل اعتماد و حليه گر نيز معرفى شدند. اين واقعه گويايى دو واقعيت بود: يكى ضعف اروپايى ها و ديگرى وابستگى كامل آن ها به آمريكا.
ادن كه در تمام طول بحران بيمار بود استعفا داد، ناصر به يك قهرمان عرب تبديل شد و فورا براى تقاضاى كمك هاى مالى جهت ساختن سد آسوان به اتحاد جماهير شوروى روى آورد. او حفاظت از كانال را هم به عهده گرفت.