رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣٦ - حكومت هاى خود كامه در جهان اسلام
٢- مردم سرزمين هاى فتح شده وقتى حقانيت دين اسلام را از يك طرف و عدالت و تقوى و زهد مجاهدين مسلمان را از طرف ديگر مى ديدند، از دل و جان به اسلام ايمان مى آوردند.
و اگر چنين مى شد احتمالا دو سه برابر مسلمانان فعلى، امروز مرد دنيا مسلمان بودند و به دين فطرى اسلام مى گرويدند.
ولى چپاول و يغماگرى سپاهيان ستمگر زمامداران فاسد و نادان به فرهنگ اسلام و قرآن كه سر تا پا غرق فساد (جمع آورى مال از حرام، شراب نوشى و ... و هزاران ننگ و عار ديگر) اسلام (دين آسمانى خدا) را در نظر اكثر مردم نادانى كه بين عمل مسلمانان و تعليمات اسلامى فرق گذاشته نمى توانستند، بدنام ساختند و عده ى كمى از مردم مسلمان ماندند.
به نظر من بهترين راه ترويج اسلام در كشور هاى كافر آن زمان ارتباط تاجران متدين با اقوام و ملت هاى ديگر بود كه نتيجه خوبى هم داد و مردم زيادى بدون جنگ و خون ريزى به دين اسلام مشرف شدند.
به هر حال موانع انتشار اسلام و جهان گيرى آن امور زير بود:
١- تقصير و تساهل عوام الناس و خواص آنان در بيعت كردن به سلاطين ستمگر و جاهل و فاسق بنى اميه و بنى عباس. (افراد شايسته و خوب سلاطين مذكور خيلى كم بوده اند).
٢- مصارف بيت المال توسط زمامداران اموى و عباسى و تركى در عيش و نوش و هوس هاى حرام نفسانى.
٣- مصرف نكردن بيت المال در زراعت و كارخانه هاى دستى توليدى مطابق امكانات آن زمان.
٤- عدم اعتبار عدالت و علم در زمامداران كشور هاى اسلامى.
٥- تغيير يافتن خلافت راشده به سلطنت و حكومت هاى استبدادى فاسد و