شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢ - ١ - ٤ نظم و اسلوب
آن است كه گوينده در سخن خويش كلماتى يكوزن و آهنگين بياورد. سجع در نثر، حكم قافيه را در شعر دارد. به جاى «سجع» در مورد قرآن، واژه «فاصله» را نهادهاند.[١] سجع را سه گونه دانستهاند:
١. سجع متوازن، آن است كه كلمات آخر جملهها، هم در وزن (هجا) و هم در حرفرَوى،[٢] مطابق باشند، مانند كار و بار، خامه و نامه.
نمونهاى از اين گونه فواصل قرآن مجيد را اين آيات دانستهاند:
«فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ\* وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ.[٣]
در بهشت تختهايى بلند و قدحهايى گذاشته شده است».
«فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ\* وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ\* وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ.[٤]
در زير درخت كُنار بىخار. و درختان موز بر هم چيده شده و سايههاى پايدار است».
«وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها\* وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها\* وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها\* وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها.[٥]
سوگند به خورشيد و روشنايىاش، و سوگند به ماه كه در پى آن مىآيد و سوگند به روز چون روشن گرداند و شب كه آن را چون پرده پوشاند».
٢. سجع مطرّف، آن است كه الفاظ آخر جملهها، در حرفروى همگون، ولى در وزن (هجا) مختلف باشند؛ مانند كار و شكار، مال و آمال و شانه و نشانه. از فواصل قرآن كريم مىتوان نمونههاى ذيل را به عنوان «سجع مطرّف» برشمرد:
«ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً\* وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً.[٦]
[١]. البرهان فى علوم القرآن: ج ١ ص ١٥٠ نوع سوم.
[٢]. روى(/ ابر پرباران) در اصطلاح عروض، حرف اصلى قافيه را گويند كه مدار قافيه برآن است؛ مانند حرف« ر» در كلمههاى نشر، زير، در.
[٣]. غاشية: آيه ١٣- ١٤.
[٤]. واقعه: آيه ٢٨- ٣٠.
[٥]. شمس: آيه ١- ١٢.
[٦]. نوح: آيه ١٣- ١٤.