شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣ - ج - ريشخند كردن
٣٦٣ تفسير الطبرى- به نقل از زيد بن اسلَم-: مردى از منافقان، در غزوه تبوك به عوف بن مالك گفت: اين قاريانِ ما را چه شده است كه از ما، شكمچرانتر و دروغگوتر، و در جنگ، بُزدلترند؟
عوف به او گفت: ياوه مىگويى. تو منافقى. حتماً به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خبر مىدهم!
نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت تا موضوع را به ايشان بگويد؛ امّا ديد كه پيشتر، قرآن، از آن خبر داده است.
عبد اللَّه بن عمر مىگويد: آن منافق را ديدم كه به بند پالان شتر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آويخته است و به سنگها مىخورَد و پاهايش، زخمى شده و مىگويد: «ما فقط، شوخى و بازى مىكرديم»، و پيامبر صلى الله عليه و آله به او مىفرمايد: «آيا خدا و آيات او و پيامبرش را ريشخند مىكرديد؟!»، و بيش از اين، چيزى به او نمىفرمود.
٣٦٤ امام على عليه السلام- در سفارش ايشان به فرزندش محمّد بن حنفيّه-: [خداوند] بر گوش، واجب ساخته كه با آن، گناهان را نشنوى و فرموده: «و البتّه [خداوند] در كتاب (قرآن)، بر شما نازل كرده كه: هر گاه شنيديد كه آيات خدا، مورد انكار و ريشخند قرار مىگيرد، با آنان منشينيد تا به سخنى غير از آن، مشغول شوند؛ چرا كه در اين صورت، شما هم مانند آنان خواهيد بود» و فرمود: «و چون ديدى كه كسانى [به قصد تخطئه] در آيات ما فرو مىروند، از ايشان روى برتاب، تا به سخنى غير از آن، وارد شوند». سپس مورد فراموشى را استثنا كرده و فرموده:
«و اگر شيطان، تو را [در اين باره] به فراموشى انداخت، پس از توجّه، [ديگر] با قوم ستمكار، منشين».
٣٦٥. تفسير الطبرى- به نقل از ابن جُرَيج-: مشركان، نزديك پيامبر صلى الله عليه و آله مىنشستند و دوست داشتند سخنان او را بشنوند و آن را مسخره كنند. پس اين آيه نازل شد: «و چون ديدى كه كسانى [به قصد تخطئه] در آيات ما فرو مىروند، از ايشان روى برتاب، تا به سخنى غير از آن، وارد شوند».