شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧ - قرآن و پيامبرى
ناشايستگىها منزّه اند. در نگاه قرآن، نبّوت، موهبتى است الهى كه از سوى خدا در شايستهترين استعدادها قرار مىگيرد. در اين نگرش پيامبرى و وحىگيرى، منوط به سلسلهاى از ويژگىهاى اساسى است كه عصمت در دريافت پيام خداوند و حفظ و ابلاغ آن و نيز عصمت در مقام عمل به وظيفه شخصى، به حكم عقل و شرع، اساسىترين آنهاست:
«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً\* إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً\* لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً.[١]
داناى به غيب، كه غيبش را براى هيچ كس آشكار نكند، به جز پيامبرى كه از او خشنود باشد، كه در اين صورت، براى او از پيش رو و پشت سر نگاهبانى بگمارد، تا معلوم بدارد كه رسالتهاى پروردگارشان را ابلاغ كردهاند و خدا به آنچه نزد ايشان است، احاطه دارد و هر چيزى را به عدد شماره كرده است».
تصوير قرآن از سيره علمى و عملى رسولان الهى، آن است كه ايشان بهترين، پاكترين و راستگوترين انسانها بودهاند؛[٢] رادمردانى كه دعوت و رفتارشان، نمود توحيد و مظهر صفات الهى بوده است:
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ.[٣]
ما پيش از تو پيامبرى نفرستاديم، مگر اين كه به او وحى كرديم كه هيچ معبودى جز من نيست، پس مرا بپرستيد».
آنان با كمال عقلانى و سلامت فطرى و صداقت و امانت و پاكى، دلسوزترين افراد به همنوعان خويش و الگوهاى راستين معرفت و تلاش در بهسازى زندگى دنيا و آخرت مردم بودهاند و هرگز سخنى جز حق و رفتارى جز عمل نيك
[١]. جن: آيه ٢٦- ٢٨.
[٢]. انعام: آيه ٨٥- ٨٦.
[٣]. انبيا: آيه ٢٥.