شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٨ - طرح مسئله
مطابق روايات تفسيرى، اين آيه بيان مىكند كه همه پيامبران گذشته، از امّتهاى خود عهد گرفتهاند كه به پيامبر اسلام ايمان آورند و او را يارى كنند كه اين امر خود به طور تلويحى بر بشارت پيامبران الهى نسبت به پيامبر گرامى اسلام نيز حكايت دارد. صرف نظر از دلالت آيه بر اين امر، احاديث نيز گوياى آن است كه خداوند چنين عهدى را از همه پيامبران گرفته است.[١] همچنين هر پيامبرى، مبشر پيامبر و يا پيامبران بعدى نيز بوده است.[٢] در حديثى از حضرت على عليه السلام آمده است كه هيچ پيامبرى نبوده است جز آن كه مردم را به پيامبر بعد از خود بشارت مىداده است.[٣] و همه پيامبران به نبوّت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله بشارت دادهاند.[٤]
در مرحله دوم، آيات قرآن خبر مىدهد كه با عمل پيامبران به وظيفه و ميثاق الهىشان، امّتهاى گذشته نسبت به ويژگىهاى پيامبر اسلام آشنا بودهاند. مطابق قرآن كريم، آموزههاى پيامبران گذشته، اعم از ميراث مكتوب و سنّت شفاهى، چنان روشن و شفاف بوده است كه اهل كتاب چشم به راه آمدن رسول مكرّم اسلام بوده و هنگام ظهور آن حضرت، وى را از روى ويژگىهاىِ وعده داده شده چنان مىشناختند كه فرزندان خويش را:
«الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ.[٥]
آنان كه كتاب آسمانى به ايشان دادهايم، بخوبى او (پيامبر) را مىشناسند، همانگونه كه فرزندان خود را مىشناسند؛ فقط كسانى كه سرمايه وجود خود را از دست
[١]. نهج البلاغه: خطبه ١؛ كنز العمّال: ج ٢ ص ٣٧٧، ح ٤٢٩٦؛ بصائر الدرجات: ص ٥١٤ ح ٣٥.
[٢]. الكافى: ج ٨ ص ١١٧ ح ٩٢.
[٣]. الكافى: ج ٨ ص ٢٥ ح ٤؛ نهاية الارب فى فنون الأدب: ج ٤ ص ٢٤٥( باب اختلاف قريش).
[٤]. ر. ك: الكافى: ج ٨ ص ٢٥ ح ٤ و ج ٨ ص ١١٣ ح ٩٢؛ الدر المنثور: ج ١ ص ١٥٨( سوره بقره: ذيل آيه ٨٧).
[٥]. انعام، آيه ٢٠.