شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٧ - ١٠/ ٦ پنهان ماندن بخشى از كتابهاى آسمانى توسط گروهى از اهل كتاب
٥٢١ تفسير الطبرى- به نقل از ابن عبّاس-: عبد اللَّه بن صيف و عَدى بن زيد و حَرث بن عَوف، به يكديگر گفتند: بياييد صبحگاهان، به آنچه بر محمّد و ياران او نازل شده، ايمان بياوريم و شامگاهان، بِدان كافر شويم تا بدين وسيله، دينشان را بر آنان مشتبه سازيم. شايد آنها نيز همان كارى را بكنند كه ما مىكنيم و در نتيجه، از دينشان برگردند. پس خداوند عز و جل اين آيات را در باره آنان فرو فرستاد: «اى اهل كتاب! چرا حق را با باطل در مىآميزيد؟» تا «و خدا، گشايشگرِ داناست».
٥٢٢ تفسير العيّاشى- به نقل از عبد اللَّه بن سنان-: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند:
«بگو: چه كسى آن كتابى را كه موسى آورده، نازل كرده است؟ [همان كتابى] كه براى مردم، روشنايى و رهنمود است و آن را به صورت طومارها در مىآوريد [و برخى از] آن را آشكار مىسازيد» پرسيدم. فرمود: «آنها آنچه را مىخواستند، پنهان مىداشتند، و آنچه را مىخواستند، آشكار مىساختند».
در روايت ديگرى از آن حضرت آمده است كه ايشان فرمود: «آن را در طومارها مىنوشتند. سپس آنچه را مىخواستند، آشكار مىداشتند و آنچه را مىخواستند، پنهان مىداشتند» و فرمود: «هر كتابى كه نازل شده، نزد اهل علم (ائمّه عليهم السلام) است».
٥٢٣ تفسير القمّى: و سخن او: «بزرگى خدا را چنان كه بايد، نشناختند»، يعنى بزرگى خدا را نشناختند كه او را به صفاتش وصف كنند، «آن گاه كه گفتند: خدا بر هيچ بشرى، چيزى نازل نكرده است». گوينده اين سخن، قريش و يهود بودند. پس خداوند در پاسخ آنان، دليل آورد و فرمود: «بگو» به ايشان- اى محمّد-: «چه كسى آن كتابى را كه موسى آورده، نازل كرده است؟ [همان كتابى] كه براى مردم، روشنى و رهنمود است و آن را به صورت طومارها در مىآوريد [و] آن را آشكار مىسازيد»؛ يعنى به قسمتهايى از آن، اقرار مىكنيد «و بسيارى را پنهان مىكنيد»؛ يعنى بسيارى از خبرهاى مربوط به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را. «در صورتى كه چيزى كه نه شما مىدانستيد و نه پدرانتان، [به وسيله آن] به شما آموخته شد. بگو: «خدا [همه را فرستاده است]».
آن گاه بگذار كه در ژرفاى خود، به بازى [سرگرم] شوند»؛ يعنى در اين تكذيب كردنهاى خود، غوطهور و به آنها سرگرم شوند.
٥٢٤ زاد المسير- در باره آيه: «و آن گاه كه گفتند: «خدا چيزى بر بشرى نازل نكرده، بزرگى خدا را چنان كه بايد، نشناختند»[١]-: در سبب نزول آن، هفت قول است:
[١]. انعام: آيه ٩١.