شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٥ - ١٠/ ١ تأييد كتابهاى آسمانى
٤٦١ تفسير الطبرى- به نقل از عاصم بن عمر بن قتاده انصارى، از تنى چند از پيرانشان-: به خدا سوگند كه اين داستان، در باره ما و آنان (يعنى در باره انصار و يهوديانى كه همسايه آنها بودند)، نازل شد؛ يعنى آيه «و هنگامى كه از نزد خدا، كتابى كه تأييد كننده آنچه نزد آنان است، برايشان آمد و از ديرباز [در انتظار آن]، بر كسانى كه كافر شده بودند، پيروزى مىجستند». آن پيران گفتند: در زمان جاهلى، ما مدّتها بر آنان، چيرگى داشتيم. ما مشرك بوديم و آنها، اهل كتاب. آنها مىگفتند: «پيامبرى كه اينك، زمان بر انگيخته شدنش نزديك است، شما را مانند قوم عاد و ارَم، خواهد كشت»؛ امّا چون خداوندِ بلندنام، پيامبرش را از قريش بر انگيخت و ما پيرو او شديم، يهوديان، به وى كفر ورزيدند. خداوند مىفرمايد: «پس همين كه آنچه [از اوصافش] مىشناختند، برايشان آمد، به او كفر ورزيدند».
٤٦٢ امام صادق عليه السلام: «پس چون برايشان آمد»، يعنى براى اين يهوديان و ناصبيان. «فرستادهاى از نزد خدا كه تصديق كننده آن چيزى است كه با ايشان است»، مراد از فرستاده، قرآن است كه در بر دارنده اوصاف و فضائل محمّد و على، و وجوب دوستى با آن دو و دوستى با دوستان آن دو، و دشمنى با دشمنان آنهاست. «گروهى از كسانى كه به آنها كتاب داده شده، كتاب خدا را افكندند»، [مراد از كسانى كه به آنها كتاب داده شده،] يهوداند كه تورات و ديگر كتابهاى پيامبران خدا عليهم السلام را «پشت سر خود افكندند»، يعنى به آنچه در آنهاست، عمل نكردند و بر پيامبرىِ محمّد صلى الله عليه و آله و وصايت على عليه السلام حسادت ورزيدند و آنچه را از فضائل آن دو مىدانستند، انكار كردند. «چنان كه گويى نمىدانند»، يعنى در انكار و ردّ آن فضائل، مانند كسى رفتار كردند كه اصلًا اطّلاعى از آنها ندارند، در حالى كه مىدانستند كه حق است.
٤٦٣ امام صادق عليه السلام- در باره اين سخن خداوند متعال: «كتاب را، در حالى كه تأييد كننده آنچه [از كتابهاى آسمانى] پيش از خود است، به حق [و به تدريج] بر تو نازل كرد، و تورات و انجيل را، پيش از آن براى رهنمود مردم، فرو فرستاد، و فرقان را نازل كرد»-: فرقان، عبارت از محكمات