شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣ - ١ اعجاز در هندسه ساختارى قرآن
فَوَاللَّهِ ما هُوَ بِشِعرٍ وَ لا بِسِحرٍ و لا بِهَذّى جُنُونٍ، و انّ قَولَهُ مِن كَلامِ اللَّهِ ... إنَّ لَهُ لَحَلاوَةً و إنَّ عَلَيهِ لَطَلاوَةً و إنَّ اعلاهُ لَمُثمِرٌ و إنَّ أسفَلهُ لَمُغدِقٌ و إنَّه يَعلو و لا يُعْلى عَلَيهِ.[١]
به خداوند سوگند كه آن، نه شعر، نه جادو و نه هذيان ديوانگى است. همانا گفته او از سخنان خداوند است. شيرينى و زيبايى خاصى دارد. فرازش پرباروبرگ و فرودش گواراست. قرآن برترى مىيابد، اما چيزى بر او برترى نمىيابد.
اين سخن، خشم مشركان را برانگيخت و او را ناگزير ساختند تا در نكوهش قرآن سخنى بگويد. از همين رو، آيهاى در شأن او نازل شد:
«ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ\* فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ.[٢]
سپس پشت كرد و برترىجويى كرد. و گفت: اين جز جادويى اثرگذار نيست».
عتبة بن ربيعة، از بزرگان قريش براى آن كه پيامبر را وا دارد كه از دعوى نبوّت دست بردارد، به محضر آن جناب آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله آيات آغازين سوره فصّلت را بر او تلاوت كرد. وقتى از مجلس پيامبر صلى الله عليه و آله باز گشت، اظهار داشت: «به خدا سوگند، سخنى شنيدم كه تا كنون مانند آن را نشنيدهام؛ سخنى كه شعر، سحر، كهانت و جز آن نيست؛ بلكه نبأى عظيم است».[٣]
زيبايىهاى ساحت رويين قرآن، تا بدان حد خيرهكننده و فراگير بود كه برجستهترين دشمنان قرآن چون وليد بن مغيرة، اخنس بن شريق و عمرو بن هشام
[١]. تفسير الطبرى: ج ٢٩ ص ١٩٥؛ المحرر الوجيز: ج ٥ ص ٣٩٥؛ قصص الانبياء: ص ٣١٧- ٣١٨. گفتنى است بيشتر كتابهاى تاريخى، اين كلام را از وليد بن مغيره نقل كردهاند، امّا برخى اين سخن را به خالد بن عتبه نسبت دادهاند كه پيشتر گذشت. ممكن است وى، سخن وليد را تكرار كرده باشد. ر. ك: الاستيعاب: ج ٢ ص ٤٣٣؛ اسد الغابة: ج ٢ ص ٩٠؛ الإصابة: ج ٢ ص ٢١٠.
[٢]. مدّثّر: آيه ٢٣- ٢٤.
[٣]. السيرة النبوية، ابن هشام: ج ١ ص ١٨٩- ١٩٠.