فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩ - توضیح بیشتر نظریه فطرت
مانعها و مُخلها را به نام بیماریها کشف میکند، بیماری زداها را هم کشف میکند؛ براساس آنچه کشف کرده است میآید خودش را به ساختمان بدن مریض تطبیق میدهد، از این جهت معالجه میکند. اینکه میگویند پیغمبران خادم عقل یعنی خادم روح هستند (النَّبِی خادِمُ الرّوحِ) نه فقط این است که مثل یک نوکرِ روح باید روح را نوازش بدهد. مقصود این است که پیغمبران بر اساس یک شناخت الهی از روح و از باطن و از معنا و از آن لُبّ و حقیقت انسان آمدهاند و خودشان را بر قوانینی که حاکم بر روح انسان است تطبیق دادهاند و در خدمت روح انسانند یعنی در خدمت آن قوانیناند، یعنی کوشش میکنند که آن قوانینْ درست اجرا شود، مثل همان ماما که مراقب است که نوزاد راه خودش را درست طی کند.
روی این حساب، جامعه انسانیت هم درست مثل همان زن حامله است. تدریجاً موعدش خواهد رسید و در موقع خودش هم وضع حمل خواهد کرد، پیامبران آمدهاند که مراقبش باشند و به او کمک کنند، در مقام تشبیه مثلًا سقط جنین نکند، بچه را زودتر از موقع و ناقص به دنیا نیاورد.
این است که میگوییم این حرف سقراط خیلی منطبق میشود [بر جامعه.] کما اینکه خود مارکس هم [شبیه این سخن را گفته است،] منتها او به صورت دیگری میگوید، نه براساس فطرت انسانی، بلکه براساس تکامل جبری ابزار تولید. او موتور محرّک را ابزار تولید میداند و معتقد است که ابزار تولید به یک درجه از تکامل که برسد خود به خود وضع را عوض میکند و وضع جدیدی به وجود میآورد. لذا او هم میگوید که انسان چه بخواهد و چه نخواهد این کار خواهد شد. همین تعبیر «زائو» را که سقراط به کار برده مارکس هم به کار میبرد؛ میگوید انسانها فقط این قدر میتوانند دخالت کنند که درد این زایمان را تخفیف بدهند. مقصودش این است که مثلًا جامعهای که به دوره سوسیالیستی رسیده و به مرحلهای میرسد که باید از این دوره منتقل شود، این [حادثه] خواه ناخواه رخ میدهد. نقش انسانها این است که اگر جلو بیفتند و تبلیغ و کار کنند و اذهان را آماده کنند، مثل یک زایمان بیدردْ جامعه خودش متحول میشود، این بچه به دنیا میآید با درد کم یا بیدرد. ولی اگر انسانها مداخله نکنند، افرادی نباشند که بخواهند مداخله کرده باشند، باز هم بالاخره این زایمان رخ میدهد اما خیلی دردناک و بعد از چند روز که این زائوی بدبخت به قول قدیمیها روی خشت باید بنشیند و پدرش دربیاید تا این زایمان رخ بدهد، که مقصود آن کشتارهای خونین و خرابیهایی است که رخ میدهد تا بالاخره جامعه به دوره بعد منتقل شود.