فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - اعتبار تاریخ نقلی
شبیهتر است تا عالِم طبیعی، چون عالم طبیعی سروکارش با مواد عینی است، فیلسوف سروکارش با تجزیه و تحلیل عقلی و فلسفی است.
اعتبار تاریخ نقلی
پس در تاریخ علمی هم ما به تاریخ نقلی احتیاج داریم، ابزار کار ماست. اینجا آن مسئله معروف- که در گذشته گفتهایم- مطرح شده که اصلًا تاریخ نقلی اعتبار ندارد. وقتی که تاریخ نقلی اعتبار ندارد، تاریخ علمی هم اعتبار ندارد، چون تاریخ علمی مطالعه روی تاریخ نقلی برای کشف قواعد و ضوابط است. چرا تاریخ نقلی اعتبار ندارد؟ میگویند به دو دلیل: یکی اینکه مورخین و ناقلان چون بشرند نمیتوانستند خودشان را از اغراضی که دارند، اغراض شخصی، و از تعصباتی که خواه ناخواه داشتهاند، تعصبات ملی، مذهبی، قبیلهای و ...، و از وابستگیهایی که داشتهاند [دور بدارند.]
اغلبِ کتابهای تاریخ را افرادی نوشتهاند که جزء حواشی سلاطین و وابسته به آنها بودهاند. وقتی که وابسته بوده و از اینجا حقوق میگرفته قهراً حوادثی را هم که خودش شاهد و ناظر بوده نمیتوانسته که عین قضایا را آنچنان که هست نقل کند، باید قضایا را طوری نقل کند که مطابق میل این کسی باشد که این به او وابسته است، حتی شکستهای آنها را مجبور بوده به یک صورت فتح آمیزی جلوه دهد. مثلًا در ناسخ التواریخ انسان میبیند که بیاعتبارترین جلد ناسخ التواریخ آن جلد مربوط به قاجارش است که نویسنده معاصر بوده و خودش حاضر و شاهد بوده؛ از همه بی اعتبارتر است، چرا؟ چون مربوط به زمان خودش است. مثلًا در همان جا که حوادث دوره فتحعلی شاه و دوره محمدشاه و همان دورههایی را که مرتب ایران شکست میخورد و قسمتهایی از ایران جدا میشد نقل میکند، تیترش را انسان نگاه میکند، میگوید: «در کشورگشایی و جهان گیری خاقان فتحعلی شاه». ولی وقتی انسان میخواند، در آخرش میفهمد این کشورگیری یک کشور دادن است.
و یا در ناسخ التواریخ مینویسد که امیرکبیر- که نویسنده معاصر امیرکبیر است- در کاشان مریض شد و بعد بدنش آماس کرد و بعد مرد. نمیگوید او را کشتند؛ در صورتی که امروز از مسلّمات است و کسی شک ندارد که امیرکبیر را در حمام کاشان کشتند. البته نویسنده این کتاب با اینکه آدم درستی بوده ولی تحت تأثیر جریانهای زمان خودش بوده؛ گفتهاند و او هم نوشته است.
قضیه نادر خیلی معروف است که در یکی از جنگهایش با عثمانیها ترکها عجیب