فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - محاکمه میان مستکبر و مستضعف
ولی شما که امکان مهاجرت برایتان بود، چرا مهاجرت نکردید؟
دو گونه مستضعف
اینجا نکتهای را توضیح بدهم. مطابق این آیه، قرآن به دو گونه مستضعف قائل است. مستضعف اصلًا یعنی مستَذَلّ، آن که یک گروه دیگر او را ضعیف و ذلیل کرده است. ولی مستضعفها دو قسم هستند: [مستضعفهایی که میتوانند خود را نجات بدهند و راه فرار دارند، و] مستضعفهایی که از نظر قرآن مُرْجَوْنَ لِامْرِ اللَّه هستند یعنی قرآن حتی وعده صریح نداده که از اینها خواهد گذشت یا نه، گفته است که در قیامت، اینها امرشان با خداست. البته از گوشه و کنار آیات استفاده میشود که خدا اینها را معذب نخواهد کرد. اینها مردمی هستند که از نظر فکری هم استضعاف دارند، که فقها معمولًا وقتی میگویند مستضعف، این قسم دوم را میگویند. در فقه وقتی میگویند «مستضعف»- مثل آنچه که ما خودمان در عدل الهی کلمه «مستضعف» را آوردهایم- استضعافِ به این معنی دوم را میگویند، یعنی این نوع خاصش که اصطلاح فقهی است، یعنی مردمی که اصلًا راه برایشان بند است، نمیتوانند، واقعاً چارهای ندارند، حتی امکان آن هجرت هم برای اینها وجود ندارد.
محاکمه میان مستکبر و مستضعف
سوره سَبَأ، آیه ٣١ تا ٣٧. اینها هم آیات خیلی جالبی از نظر فلسفه تاریخ است: وَ قالَ الَّذینَ کفَروا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْانِ وَ لا بِالَّذی بَینَ یدَیهِ. کافران گفتند ما هرگز به این قرآن و به کسی که این قرآن در جلو او هست (ظاهراً مقصود حضرت رسول است) ایمان نمیآوریم؛ نه به این پیغمبر و نه به این قرآن هرگز ایمان نمیآوریم. این کافران چه کسانی هستند؟ آیا آن گونه که اینها تفسیر میکنند، هر کسی که در گروه مستضعفین نباشد؟ نه.
بعد قرآن این کافران را به عنوان ظالمان توصیف میکند، ولی ظالمانِ به معنی اعم از آن کسی که ظالم به غیر است یا ظالم به نفس است و بلکه هر ظالم به غیری ظالم به نفس هست منتها هر ظالم به نفسی ظالم به غیر نیست. در منطق قرآن آن کسی که ظلم به غیر