فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢ - گروههای چهارگانه در مقابل امیرالمؤمنین علیه السلام
میدهند. اینها اغلب مردمی هستند که اصلًا لامذهب محض و لامذهب مطلق هستند. در شرایطی که در جامعه خداپرستی و مذهب در میان توده مردم نفوذ دارد عدهای که در واقع اعتقاد و ایمان ندارند، نفوذ مذهب سبب میشود که اینها بیایند پردهای روی عقاید خودشان بکشند و تظاهر کنند، برای اینکه از آنچه که وجود دارد استفاده کنند.
گروههای چهارگانه در مقابل امیرالمؤمنین علیه السلام
مثلًا این چگونه توجیه میشود؟ امیرالمؤمنین در زمان خلافتش در مقابل چهار گروه در داخل مسلمین قرار گرفت و با سه گروه جنگید. حال، اینکه در خارج نیز گروههای دیگری بودند به جای خودش. آن چهار گروه با گروه خودش اگر حساب کنیم میشود پنج گروه: یک گروه خودش و شیعیان و پیروانش. گروه دیگر گروه اصحاب جمل بودند که خودش آنها را «ناکثین» مینامد به تبع حدیثی که از پیغمبر اکرم نقل شده. طلحه و زبیر و عایشه آمدند مردم را به بهانه خونخواهی عثمان جمع کردند و جنگ خونین جمل را بپا کردند، و البته عللی در کار بود که عرض خواهم کرد. گروه دیگر گروه معاویه بودند که آمدند جنگ صفین را بپا کردند. گروه دیگر گروه خوارج بودند که جنگ نهروان را بپا کردند. و گروه دیگر گروه اعتزالیون بودند که جنگی بپا نکردند ولی رفتند در خانه خودشان نشستند، نه به علی کمک کردند و نه با علی جنگیدند، ولی آن هم نوعی مخالفت بود. آنها هم با نصرت نکردن علی با علی مخالفت کردند، علی را تضعیف کردند هم از نظر روحی هم از نظر مادی و جسمی.
آیا امیرالمؤمنین همه این چهار گروه مخالف را در مقابل خودش با یک چوب میرانَد؟ نه، اینها اغلب خودشان با همدیگر توافق نداشتند. خود همانها هم با همدیگر مخالف بودند. اما اصحاب جمل و اصحاب صفین تا اندازهای با هم روابطی داشتند ولی اگر فرض کنیم اصحاب جمل بر علی علیه السلام پیروز میشدند و علی در آنجا کشته و لشکرش پاشیده میشد، بهطور قطع تضاد شدیدی میان طلحه و زبیر و عایشه از یک طرف و معاویه از طرف دیگر برای تصاحب حکومت پدید میآمد. در آن هیچ شکی نیست. و تا آخر هم عایشه با معاویه چندان رابطه صمیمی و خوب و خوشی نداشت. اینها چرا جنگیدند؟ البته علل خاصی داشت. اما خود علی اینها را تحلیل کرده.
عایشه بیش از هرچیزی تحت تأثیر یک سلسله عقدههای روانی قرار گرفته بود، به تعبیر امیرالمؤمنین سینه او مثل کوره آهنگری مشتعل به آتش بوده. حاضر بود که هرکس دیگر [غیر از