فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨ - معرفی ضدها
[شخص] حتی علیه مصالح و منافع خودش به حکم عادت این کار را میکند.در جنگ بدر قریش برخلاف انتظاری که داشتند، با آن جمعیت کثیر و آن تجهیزات خیلی زیاد در حالی که مسلمین از نظر عِده و عُده و تجهیزات خیلی ضعیف بودند، شکست خوردند، هفتاد نفرشان کشته و هفتاد نفر اسیر شدند. اسیرها را بسته بودند آوردند. حضرت رسول چشمشان به اینها افتاد، لبخندی زدند. اینها گفتند: شما حالا دارید شماتت میکنید چون پیروز شدید؟ فرمود: نه، من شماتت نمیکنم. من خندهام گرفته که من شما را با زنجیر باید به طرف بهشت بکشم، با زنجیر باید شما را به بهشت ببرم. من که از شما چیزی نمیخواهم بگیرم. این گرفتاری عادت بود.
دو آیه داریم که طبیعت مردم را در تنفر از هرچه جدید است نشان میدهد. یکی آیهای است [١] در اوایل سوره اقْتَرَبَ لِلنّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فی غَفْلَةٍ مُعْرِضونَ [٢]. بعد از همین آیه میفرماید: ما یأْتیهِمْ مِنْ ذِکرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ الَّا اسْتَمَعوهُ وَ هُمْ یلْعَبونَ [٣]. هیچ وقت تذکری، یادآوری، تنبّهی، بیداری از ناحیه پروردگارشان نیامد که محدَث و نو و تازه باشد الّا اینکه خیلی بیاعتنا در حالی که بازی میکنند استماع میکنند؛ یعنی آن را به چیزی نمیگیرند. گناهش هم محدَث بودنش است. این مطلب در دو جای قرآن ذکر شده. پس این خودش یکی از موانعی است که قرآن روی آن تکیه میکند.
معرفی ضدها
راه دیگر شناخت نظر قرآن در تفسیر تاریخ- که از اینجا باید وارد منطق طرف مقابل هم بشویم- شناخت گروههای مقابل انبیا از نظر قرآن است. همین طوری که از راه شناخت مانعها- که قرآن چه صفتی را مانع پذیرش دعوت میداند- میتوانیم بشناسیم که آیا نظر قرآن در تفسیر تاریخ نظر مادی است یا نه، یک راه دیگر معرفی کردن ضدهاست، یعنی نقطه مقابلها، یعنی گروههایی که نقطه مقابلند. آنجا صحبت صفتهایی بود که مانعند، [اینجا صحبت این است که قرآن] چه گروههایی را نقطه مقابل انبیا میداند. اینجاست که ممکن است کسی بگوید که قرآن در قطب بندی، گروه مقابل را منحصراً همان گروه
[١] این آیه در دوجاست و در هر دو جا تقریباً به یک مضمون است.[٢] انبیاء/ ١.[٣] انبیاء/ ٢.