فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - فطرت، ریشه هویت فردی و اجتماعی انسانی
فطرت، ریشه هویت فردی و اجتماعی انسانی
نقطه مقابل این طرز تفکر آن طرز تفکر دیگر است که میگوید خیر، انسانیت در ماورای این علل تاریخی که به انسانها هویت میبخشد یک هویت و یک مدل واقعی در متن خلقت دارد که انسان موظف است خودش را براساس آن مدلی که در متن خلقت برایش تعیین شده و کمال و رشد انسانیت در آن است بسازد و اگر برخلاف آن اساس بسازد یا ساخته شده باشد، به هر علتی، وراثت او را ساخته باشد یا محیط اجتماعی و یا علل تاریخی، اگر غلط ساخته باید این را خراب کرد و درستش را ساخت.
آن حرف بر اساس این است که هویت انسانی (هویت فردی انسانی که اسمش «اخلاق» است و هویت اجتماعی انسانی که اسمش جامعه یا اخلاق اجتماعی و یا ساختمان اجتماعی است و اصطلاح خاصی ندارد) بر این پایه است که یک واقعیتی نیست که انسان باید بر اساس آن ساخته شود. اینها اموری نسبی است، هرکسی هرجور ساخته شده بود همان برایش خوب است. دیگر یک خوب و بد واقعی و یک باید و نباید واقعی برای همه انسانها نداریم. این به دلیل آن است که قهراً منکر فطرت است. آنوقت انسان مثل یک نوار خالی است که از نظر این نوار هرچه رویشضبط شود همان مال خودش در آن ضبط شده، این جز اینکه استعداد ضبط شدن دارد چیز دیگری نیست. انسان هم یک موجودی است که با یک سلسله اعصاب و به گونهای از نظر مادی ساخته شده که همین قدر میدانیم که میتواند ذوق پیدا کند، میتواند فکر پیدا کند، میتواند حساسیت پیدا کند، میتواند گرایش پیدا کند، اما چگونه؟ در هر محیطی که باشد همان گونه. یک آینهای است که میتواند بیرون را منعکس کند. اگر آن را مقابل این خیابان قرار بدهی خیابان را منعکس میکند.
نمیشود گفت که اینجا عوضی منعکس کرده. در مقابل خیابان باید هم خیابان را منعکس کند. در یک اتاق هم در مقابل کتابها قرار بدهی کتابها را منعکس میکند. او جز اینکه باید یک چیزی را منعکس کند کار دیگری ندارد. انسان هم آماده پذیرش ساخته شده است. قلم تاریخ، قلم اجتماع، قلم طبیعت، هر رقمی را که بر او ثبت کرد عوضی ثبت نکرده، یعنی نسبتش با هر رقمی علی السویه است. این از نظر فردی. از نظر اجتماعی هم همینطور است.
ولی نظریه فطری این حرف را نمیزند. میگوید مسئله چیز دیگری است. انسان یک موجودی است در رابطهاش با متن خلقت، در رسالتش با متن خلقت. در نهادش یک سلسله استعدادها نهفته است که آن استعدادها ملاک تکامل واقعی است. تکامل، نسبی